
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، هالیوود با استفاده از ابزار بازنمایی، تلاش میکند تا واقعیتهای نادرست را به تصویر کشیده و حقایق را در ابعادی بزرگتر نمایش دهد. ممکن است اگر به طرفداران فرهنگ آمریکایی بگویید که ایالات متحده در هیچ جنگی پیروز نشده، با تعجب و تحقیر به شما نگاه کنند. اما اگر بدون تعصب و با کنار گذاشتن پردههای غربگرایی به واقعیتها بنگریم، میتوانیم به سادگی به حقیقت و دروغهای دنیای مدرن پی ببریم و تاریخ را آنطور که هست، مشاهده کنیم. در این میان، هالیوود نقش مهمی در پیشبرد منافع کاخ سفید ایفا میکند و به نوعی به عنوان یک مالهکش برای پنتاگون عمل میکند. ایالات متحده در طول تاریخ خود همواره به کشورهای مختلف حمله کرده و هرگز لحظهای آرام نداشته است. بررسی تاریخ جنگهای مدرن نشان میدهد که قدرت نظامی آمریکا در واقعیت بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور میشود، اما هالیوود با سلاح بازنمایی این واقعیت را تغییر میدهد.
ایالات متحده تقریباً در هیچیک از جنگهایش به پیروزی قاطع نرسیده است، اما دستگاههای تبلیغاتی هالیوود هرگز اجازه نمیدهند که این حقیقت در فیلمهایشان به تصویر کشیده شود. در سینمای داستانی، همیشه افق برای شخصیتهای آمریکایی روشن است و اگر هم نقطه سیاهی وجود داشته باشد، قابل حل یا نادیده گرفته میشود. این گزارش به بررسی مثالهای مختلف از هالیوود میپردازد و سازوکار بازنمایی این صنعت را در تحمیق مخاطبان آمریکایی و به ویژه جامعه هدف در غرب آسیا و شمال آفریقا تحلیل میکند تا به این پرسش پاسخ دهد که سینما چه نقشی در تقویت قدرت نرم آمریکا ایفا میکند.
پنتاگون به عنوان وزارت دفاع، نقش ویژهای در گسترش ژانر جنگی و اکشن در هالیوود ایفا میکند و تولید فیلمهای مرتبط را تسریع میبخشد. این وزارتخانه دارای دفتری برای ارتباطات سرگرمی است که فیلمنامهها را بررسی میکند تا در صورت امکان، به ساخت آنها بپردازد. معمولاً آثار تولید شده از امکانات پنتاگون استفاده میکنند که ارتش آمریکا را به عنوان قهرمان و حامی حقوق بشر و ارزشهای لیبرال دموکراسی به تصویر میکشند. در این شرایط، وزارت دفاع اجازه دسترسی ارزان یا حتی رایگان به پایگاهها، ناوهای هواپیمابر و جتهای جنگی را به فیلمسازان میدهد و مشاورههای نظامی نیز ارائه میکند. اما اگر فیلمنامهای انتقادی به آمریکا و جنبه نظامی آن داشته باشد، از حمایت وزارت جنگ خارج میشود.
برای مثال، قسمتهای اول و دوم «تاپگان» که توسط «تونی اسکات» و «جوزف کوشینسکی» ساخته شدهاند، از حمایت پنتاگون بهرهمند شدند و به عنوان ابزاری تبلیغاتی برای جذب نیرو به کار رفتند. در اوایل دهه ۸۰ میلادی، ارتش ایالات متحده با مشکلاتی مواجه بود و نیاز به تبلیغات وسیع برای بازگرداندن غرور به ارتش داشت. تهیهکنندگان «تاپگان» با فیلمنامهای که قدرت ارتش را به تصویر میکشید، به پنتاگون مراجعه کردند و در نتیجه، این وزارتخانه امکانات زیادی را در اختیار آنها قرار داد.
در نهایت، پنتاگون بر این نکته تأکید داشت که دشمن در فیلم نامشخص باقی بماند تا از درگیری با سیاستهای روز و دشمنان اصلی آمریکا جلوگیری شود. همچنین، این نهاد به خوبی آثار انتقادی و ضدجنگ را شناسایی میکند و از هرگونه حمایتی که ممکن است به تقویت این آثار بینجامد، خودداری میکند. به عنوان مثال، زمانی که «کاترین بیگلو» در سال ۲۰۰۸ تصمیم به ساخت فیلم «مهلکه» گرفت، پنتاگون هیچ کمکی به او نکرد، زیرا این فیلم به جنبههای تاریک جنگ اشاره داشت و پیروزی آسان آمریکا را به چالش میکشید.
در ایالات متحده، اصطلاح «استثنای آمریکایی» وجود دارد که میگوید این کشور به طور ذاتی پاک است و مداخلات نظامیاش در دیگر نقاط جهان برای به ارمغان آوردن آزادی و دموکراسی ضروری است. وقتی جامعه آمریکایی با واقعیت جنگها مواجه میشود، هالیوود باید این ناهماهنگی شناختی را ترمیم کند. به عنوان مثال، در قسمت دوم «رمبو»، یک سرباز آمریکایی به ویتنام بازمیگردد تا به تنهایی جنگ را به پایان برساند و اسرا را نجات دهد. در واقع، هالیوود واقعیتها را به گونهای بزرگنمایی میکند که ایالات متحده را به عنوان منجی مطلق به تصویر بکشد.
در نهایت، پنتاگون یک نهاد قدرتمند با اهرمهای مالی و لجستیکی است که همواره خطوط قرمز خود را به هالیوود دیکته میکند. اما در لایههای عمیقتر، هالیوود و جامعه آمریکا نیز به اسطوره قدرت برتر نظامی نیاز دارند، زیرا کشوری که سالانه هزینههای سنگینی برای مداخلات نظامی میکند، به سینمایی نیاز دارد که به او بگوید این هزینهها بیهوده نیست و برای قدرتمندتر شدن ضروری است.



