
تحلیل محمد قوچانی درباره نقش مسعود پزشکیان در توافق با آمریکا نشان میدهد که نه تنها تفاوتی در انتخاب رئیسجمهور وجود دارد، بلکه انتخاب وزیر امور خارجه نیز تأثیرگذار است. پزشکیان توانست مذاکرات را از موضوع رقابتهای داخلی به سطحی بالاتر ارتقا دهد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، رئیسجمهور در شرایطی مشابه با نقش اکبر هاشمیرفسنجانی بهعنوان رئیس مجلس ایران در دهه ۶۰، توانست مذاکرات را از موضوع رقابتهای سیاسی داخلی خارج کرده و با درک جایگاه ملی و فرابخشی خود بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی و رئیس شورای دفاع کشور، اجماع میان نیروهای مختلف کشور را حول یک استراتژی مشترک، یعنی پایان جنگ، شکل دهد.
محمد قوچانی در یادداشتی در روزنامه سازندگی نوشت: شکست پروژه براندازی، حتی با وجود حمایتهای خارجی، نشاندهنده ضرورت بازگشت به اصلاحات است. اصلاحطلبان بهدلیل صلحطلبی خود، در زمان صلح بیشتر از زمان جنگ به کار میآیند و در زمان جنگ، مرزهای سیاسی در دفاع از میهن محو میشود. در این دوران مشخص میشود که تفاوت در انتخاب رئیسجمهور و اصولگرایی و اصلاحطلبی چه تأثیری دارد.
از سال ۱۳۷۶ که رقابت میان اصلاحطلبان و اصولگرایان آغاز شد، بارها شنیدهایم که برخی معتقدند هیچ تفاوتی در انتخاب رئیسجمهور وجود ندارد و هسته سخت قدرت در جای دیگری قرار دارد. متأسفانه برخی اصولگرایان بهطور عمدی به تضعیف جمهوریت پرداخته و برخی اصلاحطلبان نیز ناامیدانه به این موضوع دامن میزنند و رئیسجمهور را مقامی منفعل میخوانند. در حالی که نهاد ریاست جمهوری بهعنوان نماد جمهوریت، همواره در بزنگاههای تاریخی نقش کلیدی ایفا کرده است.
اکنون ما اصلاحطلبانی که دو سال پیش از انتخاب مسعود پزشکیان حمایت کردیم، میتوانیم با افتخار از انتخاب خود دفاع کنیم. رئیسجمهوری که توانست مسئله اصلی اعتراضات ۱۴۰۱ را درک کند و از تشدید شکافها جلوگیری کند و اشتباهات دولت قبل را تکرار نکند. او همچنین توانست حاکمیت را از بحرانها دور کند و با توافقسازی با نظام، بهویژه رهبری، مسائل را حل کند.
پیش از جنگ، او با وجود مخالفتها، مجوز مذاکره با آمریکا را دریافت کرد و هرچند که استقامت ایران در برابر بدعهدی دشمن منجر به تحمیل دو جنگ شد، اما هیچکس ایران را آغازگر جنگ ندانست و این به نفع ایران در پایان جنگ بود.
در جریان هر دو جنگ، رئیسجمهور در خط مقدم قرار گرفت و پس از تهاجم دشمن، به شورای امنیت ملی رفت و در جنگ ۴۰ روزه بارها در خیابانها حاضر شد و بهطور مستقیم با مردم در ارتباط بود. دولت وفاق ملی توانست با حمایت از نیروهای مسلح، هم بودجه دفاعی را تأمین کند و هم معیشت مردم را مدیریت کند.
پس از جنگ، رئیسجمهور پزشکیان با شجاعت از صلح دفاع کرد و بدون آنکه بهدنبال شهرت باشد، با واقعبینی وارد مذاکرات شد و ریاست مذاکرات را به رقیب انتخاباتی خود سپرد. او توانست مذاکرات را از موضوع رقابتهای داخلی به سطحی بالاتر ارتقا دهد و با درک جایگاه ملی و فرابخشی خود، اجماع میان نیروهای مختلف را شکل دهد.
پیام راهبردی رهبری در تفویض رأی شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیسجمهور، نقطهعطفی در مسئولیت و اختیارات نهاد ریاست جمهوری است. اکنون مسعود پزشکیان هم رئیس ملت و هم رئیس دولت است و این تحول کیفی در نظام سیاسی کشور را نشان میدهد.
دیدار دکتر مسعود پزشکیان با مدیران رسانهها نشاندهنده خودآگاهی تاریخی اوست و او بهعنوان کارگردان، نه تدارکاتچی، در این موقعیت قرار دارد. در این جلسه تاریخی، او نشان داد که فراتر از فروتنی اخلاقی به جایگاه نهادی خود دست یافته است و جمهوریت ایران در کنار اسلامیت تقویت شده است.
نهاد ریاست جمهوری با اختیارات جدیدی که بهدست آورده، میتواند در چارچوب قانون اساسی سیاستگذاری کند و مسعود پزشکیان میتواند از دل جنگ به صلح برسد. همچنین، تفاوت در انتخاب وزیر امور خارجه نیز تأثیرگذار است؛ وقتی که محمود احمدینژاد وزیر امور خارجهاش را در سفر کاری عزل میکند، مشخص است که دیپلماسی کشور دچار چه چالشهایی میشود.
اداره کشور در این جنگها میتواند الگویی برای نوسازی نظام سیاسی ایران باشد. جمهوری سوم میتواند حکومتی ملی در جمهوری اسلامی باشد که بر موازنه سه نهاد مدنی، نظامی و دینی استوار باشد. این جمهوری سوم فرصتی برای اصلاحات جدید فراهم میآورد و اصولگرایان جوان بهدنبال رقیبی چون اصلاحطلبان جوان هستند که جمهوریت نظام را تقویت کنند.
آیا اصلاحطلبان از این موقعیت تازه بهرهبرداری خواهند کرد و بر سنتهای خود استوار خواهند ماند؟
بخش سایتخوان تنها بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.



