
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، ولی نصر، استاد روابط بینالملل و مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز، اعلام کرد که سیاست مهار ایران به طور کامل شکست خورده و تهران با استفاده از «اهرم هرمز» توانسته است ترامپ را به زانو درآورد.
ایالات متحده و ایران روز پنجشنبه توافقی ۱۴ مادهای را به منظور پایان دادن به جنگ امضا کردند؛ توافقی که به گفته تحلیلگران، موازنه قوا را به نفع تهران تغییر داده است. این توافق یک روز زودتر از موعد مقرر به امضا رسید. ترامپ این توافق را در مراسم شام کاخ ورسای که توسط امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، برگزار شده بود، امضا کرد و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نیز این توافق را در تهران تأیید نمود.
توافق ۱۴ مادهای خواستار پایان فوری جنگ در تمامی جبههها از جمله لبنان، ازسرگیری کامل تردد دریایی در تنگه هرمز، لغو محاصره آمریکا، کاهش تحریمهای ایران، آزادسازی داراییهای ایران و ایجاد یک صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران است. با این حال، این توافق بسیاری از سوالات کلیدی درباره برنامه هستهای ایران را بدون پاسخ باقی گذاشته است.
مذاکرهکننده ارشد ایران اظهار داشت که آنچه را که از طریق اقدام نظامی میخواستند، چندین برابر از طریق مذاکره به دست آوردهاند. ساعاتی پیش از امضای توافق، ترامپ در نشست گروه هفت تهدیدی جدید علیه ایران مطرح کرد و گفت که اگر از توافق راضی نباشد یا ایران رفتار مناسبی نداشته باشد، به بمباران آنها بازخواهد گشت.
ولی نصر معتقد است که امضای شخصی ترامپ مهمترین بخش این توافق است و نشان میدهد که او این سند را به عنوان مالکیت خود میداند. به گفته وی، این توافق جنگ ۱۰۰ روزهای را که اقتصاد جهانی را ویران کرده بود، به پایان میرساند. تحلیلگران سیاسی در غرب این موضوع را یک شکست استراتژیک بزرگ برای آمریکا میدانند. آمریکا این جنگ را با این باور آغاز کرد که ظرف چند روز جمهوری اسلامی را نابود خواهد کرد، اما اکنون مجبور به پذیرش توافقی شده است که در آن آمریکا بیش از ایران مشتاق پایان جنگ است.
نصر تأکید کرد که ایران در این جنگ به پیروزی بزرگی دست یافته و ترامپ را مجبور به امضای توافق کرده است. مهمتر اینکه ترامپ در این توافق تابوها و خواستههای پرهیاهوی خود را شکسته است: ایران میتواند غنیسازی داشته باشد، میتواند موشک داشته باشد و داراییهای مسدودشده خود را پس بگیرد.
نصر همچنین اشاره کرد که جنگ لحظه پیروزی برای اسرائیل بود، زیرا آمریکا را متقاعد کرد که برای تحقق اهداف استراتژیک اسرائیل، یعنی نابودی نظامی جمهوری اسلامی، وارد جنگ شود. اما جنگ به گونهای پیش نرفت که ترامپ تصور میکرد و همین موضوع باعث ایجاد شکاف شد. ترامپ برای خروج از جنگ، مسیری را پذیرفته است که به معنای پذیرش ادامه وجود جمهوری اسلامی و دادن پول به آن است که همگی شکستهای استراتژیک برای اسرائیل محسوب میشوند.
ایران با اصرار بر اینکه اسرائیل از موضع حداکثری خود در لبنان عقبنشینی کند، عمدتاً به دنبال گسترش این شکاف است. این موضوع نشان میدهد که ایران از این جنگ با این باور خارج شده است که اهرم فشار بیشتری نسبت به قبل دارد و همچنین تنش بیشتری بین واشنگتن و تلآویو ایجاد میکند.
نصر به تغییرات اساسی در رهبری ایران اشاره کرد و گفت که حملات آمریکا و اسرائیل بیش از ۱۳۰ مقام ایرانی را کشته و نسل جدیدی را به قدرت رسانده است که رویکردی تهاجمیتر و ضدغربیتر دارد. این نسل جدید که فرزندان انقلاب هستند، نگرش متفاوتی نسبت به مدیریت کشور و به ویژه مدیریت جنگ دارند. یکی از نکات غافلگیرکننده برای آمریکا، رهبری جدید ایران بود که توانست با بستن تنگه هرمز و حمله به پایگاههای آمریکا، میدان را به نفع خود تغییر دهد.
نصر افزود که ایران توانست در فاصله کوتاه بین دو جنگ، خود را بازسازی کند و در برابر حمله نظامی ابرقدرت جهان مقاومت کند و نه تنها زنده بماند، بلکه با پیروزیهای استراتژیک مانند کنترل تنگه هرمز و تسلط بر اقتصاد جهانی، رئیسجمهور آمریکا را مجبور به عقبنشینی کند.
به گفته نصر، سیاست مهار ایران توسط آمریکا برای یک دهه به پایان رسیده است. ایران حدود ۱۶ تا ۱۷ پایگاه آمریکا را تخریب کرده و تردید را در ذهن کشورهای خلیج فارس درباره همکاری با آمریکا در مهار ایران ایجاد کرده است. نظام تحریمها نیز در حال فروپاشی است. در طول این جنگ، جایگاه آمریکا در خاورمیانه و جهان تضعیف شده و چندقطبی با نقش محوری چین و ایران، برنده بزرگ این درگیری خواهد بود. آمریکا در این جنگ که آن را با کشوری که تصور میکرد در آستانه فروپاشی است، آغاز کرد، شکست خورده و اکنون قدرت کمتری برای وادار کردن جهان به پیروی از خود دارد.



