اخبار اقتصادیاخبار سیاسیاخبار علم و فناوریفرهنگ و هنر

میراث پدر علم اقتصاد کلان

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، پانزدهم خردادماه امسال، ۱۴۳ سال از تولد جان مینارد کینز، یکی از پنج اقتصاددان تأثیرگذار جهان، گذشت. نقش او در شکل‌گیری نهادهای اقتصادی بین‌المللی و سیاست‌گذاری اقتصادی کشورهای مختلف جهان غیرقابل انکار است. به طور خاص، ۸۲ سال پیش در همین روزها، کنفرانس برتون وودز برای تصمیم‌گیری در مورد اقتصاد جهانی پس از جنگ جهانی دوم پایه‌گذاری شد و کینز و اندیشه‌هایش در سیاست‌های اقتصاد بین‌الملل و تأسیس نهادهایی مانند بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول نقش بسزایی ایفا کردند.

پس از وقوع رکود بزرگ (۱۹۳۳-۱۹۲۹) و جنگ جهانی دوم که نیاز به خروج از رکودهای طولانی و کاهش بیکاری و تولید احساس می‌شد، سیاست‌گذاری اقتصادی به آموزه‌های کینز توجه کرد. کینز تأکید کرده بود که برای رفع رکود، هزینه‌کرد دولت باید افزایش یابد و حتی اگر منجر به تورم شود، تقاضا باید تحریک گردد. به این ترتیب، دولت‌ها به مداخله پرداختند و از آن زمان تاکنون، همچنان از «بسته‌های محرک» دولت در دوران رکود یاد می‌شود. با این حال، کینز منتقدانی داشت که ورود دولت به اقتصاد را نادرست می‌دانستند. در نهایت، زمانی که تورم به شدت افزایش یافت و هم‌زمان رکود نیز به وجود آمد، پدیده رکود تورمی در بسیاری از کشورها بروز کرد.

احتمالاً این تورم بود که باعث شد هزینه‌کرد دولت از بودجه عمومی در اقتصاد کاهش یابد و سیاست‌هایی به وجود آید که به آزادسازی و خصوصی‌سازی با هدف کاهش مداخله دولت و نظام‌مند کردن بودجه و سیاست پولی و هدف‌گذاری تورم توصیه می‌کرد. البته این پایان کار نبود و بحران مالی ۲۰۰۸ و همه‌گیری کرونا مجدد فضا را برای بازگشت سیاست‌های کینزی فراهم کرد. در این دوران، کینزین‌ها نیز با رویکردهای جدیدی مانند نئوکینزین و پساکینزین به میدان آمدند و ایده‌های تازه‌ای را مطرح کردند. به نظر می‌رسد که اثرگذاری بحران‌های بزرگ مانند بحران مالی ۲۰۰۸ و همه‌گیری کرونا در مقایسه با بحران بزرگ ۱۹۲۹ به دلیل درک بهتر بشر از مکانیسم‌های آن‌ها و همچنین مجهز شدن به سیاست‌هایی بود که کینز و کینزی‌ها برای کاهش اثرات بحران‌ها طراحی کرده بودند.

تجربه نشان می‌دهد که در زمان بحران‌های اقتصادی، سیاست‌های کینزی به قدری جذابیت پیدا می‌کند که حتی مخالفان ایده‌های کینز نیز به طور موقت به این رویکرد روی می‌آورند. گزاره مشهور «حالا همه ما کینزی هستیم» که به فریدمن نسبت داده می‌شود، به ضرب‌المثلی تبدیل شده است که در مواقعی که افراد ناگزیر به انتخاب راهی می‌شوند که نمی‌خواهند، به کار می‌رود. شاید این بزرگ‌ترین دستاورد کینز باشد که در دوران بحران‌ها، همگان به یاد او می‌افتند و به او رجوع می‌کنند.

هفته‌نامه «تجارت فردا» در جدیدترین شماره خود به بررسی اندیشه‌ها و آرا کینز پرداخته و در گفت‌وگو با تیمور رحمانی، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، به این موضوع می‌پردازد که نسبت اقتصاد ایران با اندیشه‌های کینز چیست. رحمانی با بیان اینکه ایده‌های کینز و توصیه او به مداخله دولت برای تحریک تقاضا مختص دوران رکود است، اظهار می‌دارد: «آنچه در اقتصاد ایران از گذشته تا به امروز به شکل مداخلات دولت دنبال شده، هیچ نسبتی با کینز ندارد. برای کینز، اصل آزادی و رقابت است و او هرگز آن را زیر سوال نمی‌برد. اگر کسی از سیاست‌گذاری اقتصادی ایران برداشت کینزی دارد، مشخص است که کینز را نفهمیده است. در ایران، دولت‌ها مداخله زیادی در اقتصاد، به ویژه در سیاست‌های پولی و مالی داشته‌اند و مقررات و سازمان‌های زیادی ایجاد کرده‌اند که این رفتار هیچ ارتباطی با کینز ندارد. کینز هرگز به دولت نگفته است که کارخانه خودرو تأسیس کند یا برای آن مدیر بگذارد و از منابع بانکی به این بنگاه وام دهد.

این اقتصاددان با مرور تجربیات تاریخی می‌گوید که مداخله نهاد دولت در اقتصاد ایران زمانی افزایش یافته که اقتصاد به طور طبیعی در دوران رشد قرار داشته است. او به مداخلات گسترده در دهه ۱۳۵۰، دوران پس از جنگ تحمیلی و نیمه دوم دهه ۱۳۸۰ اشاره می‌کند که هیچ نیازی به مداخله دولت نبود، اما در همین دوره‌ها، مداخلاتی در زمینه قانون‌گذاری و توسعه بوروکراسی دولتی انجام شد که بعدها زیان‌های آن نمایان شد. رحمانی همچنین به سوءبرداشت‌هایی که مداخله گسترده دولت در اقتصاد را با توسل به آموزه‌های کینز توجیه می‌کند، اشاره کرده و می‌گوید: برای کینز، اقتصاد آزاد، رقابت و مکانیسم قیمت‌ها یک اصل است و او تنها زمانی توصیه به دستکاری برای تحریک تقاضا می‌کند که رکود برای مدتی طولانی ادامه داشته باشد و با افزایش بیکاری و کاهش تولید به رفاه اجتماعی آسیب بزند.

رحمانی در گفت‌وگوی خود با تجارت فردا، مسأله امروز اقتصاد ایران را «رخوت تورمی» اعلام کرده و عنوان می‌کند که اگر می‌خواهیم تورم را مهار کنیم، باید به دنبال کنترل دستورخرج‌هایی باشیم که برای دولت تعیین شده است. بدون مهار کردن این دستورخرج‌ها، که در مقالات خود به تفصیل شرح داده‌ام، امکان کنترل تورم در ایران وجود ندارد. بانک مرکزی در سال ۱۴۰۲ یکی از سخت‌ترین سیاست‌های پولی را در پیش گرفت و تلاش کرد با سیاست‌های انقباضی و بالا بردن نرخ بهره، تورم را کنترل کند. اما تورم حتی به کمتر از ۳۰ درصد نرسید، زیرا ناترازی‌های ناشی از دستور خرج دولت همچنان ادامه داشت. در این شرایط، دیگر سیاست پولی نمی‌تواند تمام این مشکلات را حل کند و چنین چیزی ناممکن است.

در نهایت، رحمانی معتقد است که جان مینارد کینز توصیه به مداخله دولت در اقتصاد را برای نجات اقتصاد آزاد در برابر اقتصاد کنترل‌شده و متمرکز دولتی اتحاد جماهیر شوروی مطرح کرد تا رشد سریع اقتصادی شوروی برای جوامع آزاد بیش از حد جذاب نباشد و خطری برای آن‌ها ایجاد نکند. کینز بر این باور بود که در جوامعی با رسانه‌های آزاد و آزادی رقابت، ترمز دولت‌ها در افزایش هزینه‌کرد و مداخله در اقتصاد کشیده خواهد شد، هرچند این خطر برای اقتصادهای توسعه‌نیافته و کشورهای جهان سوم وجود دارد که دولت از دستکاری اقتصاد دست برندارد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا