
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، رفتار محمود نبویان در افشای مکاتبات دو ماه پیش مقام رهبری با هیأت مذاکرهکننده در برنامۀ زنده تلویزیون رسمی کشور از زوایای مختلف قابل بررسی است: ۱. این برنامه همزمان با سفر رئیس مجلس و وزیر خارجه به همراه رئیس کل بانک مرکزی به سوئیس برای نخستین دور مذاکرات ایران و آمریکا پس از امضای توافق پخش شد. در فروردینماه، آقای قالیباف او را با خود برده بود و ناظران خارجی این همراهی را زیانبار ارزیابی کردند و این بار او را با خود نبردند و اساساً قرار نبود تعداد اعضای هیأت زیاد باشد و در نوبت قبلی نیز اشتباه بود. آیا رفتار او به خاطر همین کنار گذاشته شدن بود؟ ۲. آنچه او میخواند یا از روی اسناد طبقهبندی شده و کاملاً سری بود یا به دلیل ملاحظات امنیتی رهبری جدید، بهصورت مکتوب و نه رو در رو یا با وسایل مخابراتی با مقامات در ارتباط است و به نوعی حالت گفتوگو و مکالمه داشته است. این موضوع مشابه این است که در زمان حیات رهبر شهید، فردی در تلویزیون بیاید و بگوید آقا دیشب به وزیر خارجه چنین گفت و چنان نهی یا تشویق کرد. نبویان نشان داد که قابل اعتماد نیست و از این پس هر جا که باشد موضوع بحث تغییر میکند زیرا میدانند که اطلاعات را به بیرون لو میدهد. ۳. این برنامه بهگونهای طراحی شده بود که به تخریب پزشکیان و قالیباف بپردازد و یادآور برنامۀ چراغ در دوران اصلاحات بود که روحالله حسینیان در آن به تخریب و متهم کردن دولت اصلاحات پرداخت و در دوره روحانی نیز رفتار مشابهی با دکتر صالحی و متهم کردن سازمان انرژی اتمی به ریختن سیمان در مهمترین استوانههای اتمی داشت. روحالله حسینیان با این حال، نظر خود را بیان کرد و سخنی به رهبری نظام نسبت نداد و سندی را افشا نکرد زیرا خود او رئیس مرکز اسناد بود و با نوع اسناد آشنا بود و آنقدر نگاه امنیتی داشت که درهای مرکز اسناد درباره سندهای تاریخی گذشته را هم بسته بود. بعد از مرگ او در دوران کرونا، درهای مرکز باز شد و در دوره فعلی با اینکه مقام امنیتی سابق – پورمحمدی – در رأس آن است، به یکی از پویاترین مراکز پژوهشی تبدیل شده است. با این حال، احساس میشود که روح حسینیان در نبویان حلول کرده و به نظر میرسد او نیز چراغی برافروخته یا در صدد خاموش کردن چراغ توافق صلح است. (نام آن برنامه چراغ بود و با اینکه ماهیت سیاسی نداشت، یک شب حسینیان را آوردند تا اصلاحطلبان را به مشارکت در قتلهای زنجیرهای متهم کند!) ۴. عجیبتر از آنچه نبویان میخواند، سکوت و حیرت مجری بود که از او نپرسید: مرد حسابی! اگر آنچه میخوانی سند محرمانه است، چرا در تلویزیون آن هم وقتی تلویزیونهای برانداز ثانیه به ثانیه را ضبط و دهها بار پخش و تحلیل میکنند؟ اگر گفتوگوهای خصوصی رهبر جدید در فروردین بهصورت مکتوب بوده، دست تو چه میکند یا چرا صبر کردند و زودتر قطع نکردند؟ آنقدر مجری بیاختیار است که باید از گوشی دستور دهند؟ در این شرایط، این جماعت بیاختیار اصرار دارند بگویند ما رسانهای هستیم در حالی که کارمندان و مجریان یک دستگاه تبلیغاتی و مطیع مدیران خود هستند و ذات کار رسانه که کشف حقیقت و لذت بخشی به مخاطب است، این نیست. اگر نگوییم ارگان تصویری حزب متبوع همین آقای نبویان شدهاند، با بودجه ملت. ۵. رئیس تیم مذاکرهکننده آقای قالیباف است، یعنی رئیس مجلس و نبویان هم اگرچه قاعدتاً به او رأی نداده، اما عضو همین مجلس است. اتهامات او در وهله اول متوجه رئیس مجلسی است که او عضو و نماینده آن است و بیسبب نیست که برخی از تعطیلی آن خوشحالند. البته خودشان مدعیاند تعطیل نیستند و در حال نظارتاند، ولی مجلس یعنی تالار اصلی و صحن علنی و مذاکراتی که مطابق قانون اساسی باید از رادیو مستقیماً پخش شود. این وزارتخانه و آن وزارتخانه رفتن چند نماینده، گشوده بودن مجلس نیست. وقتی نماینده اول مجلس اقلیت تا این اندازه مخالف خواست اکثریت باشد و بخواهد خود را مفسر نظر رهبری جلوه دهد، حساب دیگران روشن است، اما این داوری هم جفا به آنان است زیرا قالیباف منتخب آنهاست و اگر از مذاکره ناراضی بودند، به جای قالیباف به رقیب قدر او رأی میدادند که کسی نبود جز جناب نقد علی! ۶. نبویان ادعا کرده این توافق بین دو رئیس جمهوری است نه دو کشور و برداشت او از پیام این است. درست است که ایشان یک راه خروجی برای موقع ضروری باز گذاشته، ولی به معنی این نیست که پزشکیان شخصاً و خارج از سیستم امضا کرده، زیرا رئیس شورای عالی امنیت ملی است و در آنجا همه مقامات ارشد سیاسی و حتی نظامی به جز یک نفر – برادر مرد شماره دو تلویزیون کنونی که به نبویان تریبون داد – امضا کردند و همین حالا کی در سوئیس بر اساس آن توافقنامه مذاکره میکند؟ پزشکیان یا رئیس مجلس و وزیر خارجه و رئیس کل بانک مرکزی؟ ۷. هرچقدر آیتالله سید مجتبی خود را به جمهوریت و رأی مردم و اجماع نسبی در شورای عالی امنیت ملی متعهد نشان داد، این جماعت پایداری از رأی گریزان و به آن ناملتزماند، ولو به رأی اول نبویان ببالند زیرا میدانند در مسابقه بیرقیب و بدون حذفهای آقای جنتی و در مشارکت بالا اقبالی ندارند. مردم ایران به سه رئیس جمهوری و مجموعاً طی ۵ نوبت ۱۰۰ میلیون به نفع صلح و تنشزدایی با آمریکا رأی دادهاند: ۴۲ میلیون به خاتمی در ۷۶ و ۸۴ و ۴۲ میلیون در ۹۲ و ۹۶ به حسن روحانی و ۱۷ میلیون به پزشکیان در ۱۴۰۳. بخش مهمی مشترکاند، ولی سرمایه این تیم ۱۰۰ میلیون برگه رأی مد نظر است که روی آن نوشته شده بود خاتمی یا روحانی یا پزشکیان. اینها چگونه رویشان میشود همچنان از طرف ملت ایران سخن بگویند؟ مگر آنکه آن ۱۰۰ میلیون برگ را به هیچ انگارند و همین ۵۰۰ هزار رأی از شهر ۱۰ میلیونی به نام نبویان را کل ملت ۹۰ میلیونی ایران بینگارند؟! ۸. گفتار و رفتار امثال نبویان به تیم مذاکرهکننده هشدار میدهد چه آشی برای آنان در صورت شکست پختهاند و مراقباند اطلاعاتی درز ندهند. کما اینکه آن مداح نیز تعبیر تیغ و گلو را به کار برد و عملاً رئیس جمهوری کشور را تهدید به قتل کرد که همچنان گویا جرم کوچکتری است نسبت به اینکه در روزنامهای یادداشتی تحلیلی بنویسید! ۹. رفتار این جماعت قطعاً سبب خواهد شد که نوبت بعد رهبری این واکنش به ظاهر حمایتگونه و در اصل علیه امنیت ملی را در نظر داشته باشند و از این حیث هم اینها ضرر کردند. ملاقات که فعلاً نمیتوانند داشته باشند، مکتوب هم به دستشان نخواهند داد زیرا اینجا و آنجا میخوانند. هم تریبون زنده صدا و سیما را از دست دادند و هم فرصتطلبیشان بر مقامات عالیه به ثبوت رسید. با این حساب، خیلی هم بد نشد و اگر باعث شود جبلی و جلیلی رفع زحمت کنند، از نقش جناب نبویان در این تحول باید تشکر کرد! ۱۰. نبویان و پایداریچیها بگویند مذاکره نکنیم، چه کنیم و اگر همین حالا پزشکیان ببرد و بگوید شما میدانید و مملکتتان، آیا میتوانند انتخاباتی برگزار کنند؟ اگر بتوانند برگزار کنند، با نامزدها چه کنند؟ رد صلاحیت کنند یا نه؟ اگر آری و مثل ۱۴۰۰ همه را حذف کنند تا یکی رئیسجمهور شود با نرخ پایین مشارکت چه کنند و اگر نه آزاد باشد با فردی صریحتر از پزشکیان که انتخاب شود چه کنند؟ پس سر به سر او نگذارند زیرا از بقای نظام و همراهی مردم و امید آنان بیش از همه خود این جماعت سود میبرد.



