
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، عصرایران در اشاره به امضای تفاهمنامه ایران و آمریکا توسط مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ نوشت: اگر سیاست به معنای تأمین منافع مردم باشد، نخستین فضیلت یک سیاستمدار آن است که هر گامی را که رنجی از دوش مردم برمیدارد، ارج نهد؛ حتی اگر آن گام را رقیب او برداشته باشد. اما آفت سیاست زمانی نمایان میشود که خصومت بر حقیقت غلبه کند و قضاوتها تحت تأثیر پیشداوریها قرار گیرد و این نوع سخن گفتن را این روزها از زبان افرادی در صدا و سیما میشنویم. در روزهایی که از کاهش برخی نگرانیهای اقتصادی و گشایشهایی در زمینه صادرات نفت و تجارت کشور صحبت میشود، شگفتآور است که برخی به جای ارزیابی نتایج، تنها به تخطئه عاملان آن میپردازند. گویی در نظر آنان، کامیابی اگر به دست دیگری حاصل شود، دیگر کامیابی نیست؛ و گشایش اگر از مسیر رقیب حاصل شود، دیگر گشایش به شمار نمیآید. نقد حق این افراد است اما انکار واقعیت، حق هیچکس نیست. اگر تدبیری توانسته باشد سایه تهدید را کمی از سر اقتصاد کشور دور کند، اگر بیم محاصره و التهاب را کاهش داده باشد، اگر امیدی هرچند محدود در بازار و جامعه ایجاد کرده باشد، اخلاق سیاسی ایجاب میکند که آن را به رسمیت بشناسیم. مردان سیاست را نه با شعارهایشان، بلکه با آثار اقداماتشان میسنجند. تاریخ ما از کسانی که تنها در زمان شکست دیگران سخن گفتهاند، خاطرهای روشن ندارد؛ اما آنان که در لحظه کامیابی رقیب نیز به انصاف گردن نهادهاند، در حافظه ملت ماندگار شدهاند. انصاف بزرگتر از جناح است و حقیقت شریفتر از رقابت. آنچه از رویکرد مسئولیتپذیرانه رئیسجمهور در ماههای اخیر مشاهده شده، دستکم در یک معنا قابل ستایش است: پذیرش بار دشوار تصمیمهایی که ممکن است هزینه سیاسی داشته باشند اما منفعت عمومی را افزایش دهند. شجاعت سیاسی تنها در فریاد زدن نیست؛ گاه در پذیرفتن مسئولیت تصمیمی است که اگر شکست بخورد، همه سرزنش خواهند کرد و اگر موفق شود، بسیاری حاضر نخواهند شد سهمی از موفقیت آن را بپذیرند. سیاستورزی مردمدوستانه آن است که رنج مردم معیار باشد، نه پیروزی این جناح یا آن جناح. نان مردم، امنیت مردم، آرامش مردم و آینده فرزندان مردم، میدان مسابقه گروههای سیاسی نیست. هرکس از کاهش فشار بر زندگی شهروندان خرسند نشود، ناخواسته از فلسفه وجودی سیاست فاصله گرفته است. آنان که همواره از مقاومت سخن گفتهاند، باید بدانند که مقاومت بدون تدبیر، فرسایش است؛ و تدبیر بدون شجاعت، تسلیم. هنر حکومت آن است که هر دو را در کنار هم قرار دهد. اگر گامی برداشته شده که هم عزت ملی را حفظ کرده و هم راهی برای کاهش فشار بر جامعه گشوده است، شایستهتر آن است که به جای تخریب، با دقت و انصاف ارزیابی شود. مؤخره روزگار، داور کمحرف اما سختگیری است. هیاهوها فرو مینشینند، تیترها کهنه میشوند و جدالهای روزمره به حاشیه تاریخ میروند؛ اما یک پرسش باقی میماند: هنگامی که فرصتی برای کاهش رنج مردم پدید آمد، ما در کنار آن ایستادیم یا در برابر آن؟ چه نیکوست که در آن محکمه خاموش تاریخ، پاسخ ما «انصاف» باشد، نه «ناسپاسی».



