
مغز انسان چگونه میتواند به طور همزمان به دو زبان صحبت کند؟
مطالعهای تازه نشان میدهد که مغز انسان ممکن است با استفاده از یک سیستم مشترک، چند زبان را به طور همزمان مدیریت کند.
افرادی که به دو زبان تسلط دارند، معمولاً بدون نیاز به تفکر آگاهانه درباره قواعد دستوری، قادرند جملات را به درستی بسازند و واژهها را صرف کنند. اما چگونه مغز این کار را انجام میدهد؟ آیا هر زبان در ناحیهای جداگانه از مغز پردازش میشود یا اینکه مغز از سازوکارهای مشترکی برای مدیریت چند زبان استفاده میکند؟ پژوهشهای جدید نشان میدهند که مغز افراد دو زبانه احتمالاً از «موتور دستور زبانی» مشترک برای پردازش چند زبان بهره میبرد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، دانشمندان مدتها بر این باور بودند که تفاوتهای عمده میان زبانها موجب میشود مغز برای هر زبان از الگوهای متفاوتی از فعالیت عصبی استفاده کند. به عنوان مثال، قوانین مربوط به جمع بستن، صرف فعل یا ترتیب واژهها در زبانهای مختلف میتواند به شدت متفاوت باشد. به همین دلیل تصور میشد که مغز هنگام صحبت کردن به زبان اول و دوم از مدارهای عصبی جداگانه استفاده میکند.
در دهههای اخیر، برخی پژوهشگران بر این باور بودند که دو زبانه بودن ممکن است به عنوان یک عامل مزاحم برای زبان مادری عمل کند و فرایندهای زبانی را پیچیدهتر کند. اما مطالعات بعدی تصویری متفاوت ارائه کردند.
پژوهشها نشان دادند که مغز افراد دو زبانه از نظر ساختاری تفاوتهایی با مغز افراد تکزبانه دارد. به عنوان مثال، برخی نواحی ماده سفید مغز که مسئول انتقال پیام میان نواحی مختلف هستند، کارآمدتر عمل میکنند و تغییراتی نیز در ماده خاکستری مشاهده شده است. همچنین در برخی مطالعات، افراد دو زبانه در آزمونهای مربوط به حافظه، تمرکز و کنترل توجه عملکرد بهتری از خود نشان دادهاند.
برخلاف تصور قدیمی، به نظر نمیرسد که مغز برای هر زبان یک سیستم عصبی کاملاً جداگانه ایجاد کند. اکنون دانشمندان در تلاشاند تا بفهمند آیا شبکههای عصبی بنیادی مغز میتوانند به طور همزمان وظیفه پردازش دو یا حتی چند زبان را بر عهده بگیرند یا خیر. برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران ۲۳ فرد دوزبانه انگلیسی-اسپانیایی را مورد بررسی قرار دادند. آنها از تکنیک مگنتوانسفالوگرافی (MEG) استفاده کردند که با اندازهگیری میدانهای مغناطیسی بسیار ضعیفی که در اثر فعالیت سلولهای عصبی ایجاد میشوند، امکان ثبت فعالیت مغز را با دقتی در حد هزارم ثانیه فراهم میکند.
افراد دوزبانه درون دستگاه مگنتوانسفالوگرافی (MEG) قرار گرفتند و مجموعهای از واژهها را مشاهده کردند. سپس از آنها خواسته شد بسته به دستور شنیدهشده، شکل دستوری واژه را تغییر دهند؛ برای مثال آن را از حالت مفرد به جمع یا از جمع به مفرد تبدیل کنند. در برخی موارد نیز تنها باید واژه را بدون تغییر تکرار میکردند. این طراحی به پژوهشگران امکان داد تا فعالیت مغز را هنگام انجام عملیات دستوری در دو زبان مختلف با دقتی در حد هزارم ثانیه بررسی کنند.
نتایج نشان داد الگوهای فعالیت مغزی هنگام پردازش واژههای انگلیسی و اسپانیایی شباهت زیادی به یکدیگر دارند. نکته مهمتر این است که این شباهت تنها به واژههایی که در هر دو زبان مشابه هستند محدود نمیشود و پژوهشگران دریافتند حتی هنگام پردازش واژههایی که در دو زبان هیچ شباهتی به هم ندارند، مغز تقریباً از الگوهای عصبی یکسانی بهره میبرد.
برای اطمینان بیشتر، پژوهشگران از مجموعهای از واژههای ساختگی استفاده کردند که مانند کلمات واقعی تلفظ میشدند اما معنایی نداشتند. با وجود بیمعنا بودن این واژهها، مغز شرکتکنندگان باز هم الگوهای فعالیت مشابهی نشان داد. این مشاهده نشان میدهد که شباهت مشاهدهشده صرفاً به دلیل وجود واژههای مشترک در دو زبان نیست، بلکه احتمالاً مغز از سازوکارهای دستوری یکسانی برای پردازش زبانهای مختلف استفاده میکند.
توجه به این نکته ضروری است که این پژوهش بر روی افرادی انجام شده که به انگلیسی و اسپانیایی صحبت میکنند و این دو زبان از نظر واژگان و ساختار دستوری شباهتهای قابلتوجهی دارند. بنابراین هنوز مشخص نیست که آیا همین الگو در مورد زبانهای بسیار متفاوت، مانند انگلیسی و چینی یا عربی و ژاپنی نیز برقرار است یا خیر.
گروه پژوهشی قصد دارد در مطالعات آینده فرایندهای پیچیدهتر مانند درک ساختار جملهها، پردازش معنا و نحوه دستهبندی مفاهیم را در زبانهایی با تفاوتهای بسیار بیشتر بررسی کند. جودیت کرول، روانشناس زبان دانشگاه کالیفرنیا در ارواین، میگوید: «مغز بسیار انعطافپذیرتر از آن چیزی است که زمانی تصور میکردیم. این سامانه دائماً در حال تغییر و سازگاری است.»
پژوهش در ژورنال JNeurosci منتشر شده است.



