
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران بینالمللی و رسانههای معتبر غربی، ایران در جنگ اخیر با آمریکا و اسرائیل پیروز شده است. انتشار متن توافقنامه اولیه نیز پیروزی نسبی ایران در مذاکرات را تأیید میکند. بدون توجه به اینکه در دوره ۶۰ روزه، چه میزان از مفاد آن به تحقق میپیوندد، حتی اگر نیمی از آنچه به دست آمده محقق شود، باز هم ایستادگی در برابر آمریکا و عدم فروپاشی در برابر بزرگترین ارتش و اقتصاد جهان قابل تحسین است! این رویارویی تمام عیار ۴۰ روزه نتوانست ما را از پای درآورد و ساختار دفاعی و اقتصادی ما را، با وجود آسیبهای جدی به زیرساختها، ویران کند و قطعاً بر اساس جمله معروف نیچه میتواند ما را قویتر از گذشته کند، البته به شرطها و شروطها!
بدون شک از روز بعد از ۲۰ فروردین، متخصصان نظامی ما به ترمیم نقاط ضعف پدافندی کشور خواهند پرداخت و نهادهای امنیتی نیز به دنبال شناسایی حفرههای اطلاعاتی خواهند بود. توان تحسینبرانگیز آفندی و پدافندی کشور یکی از عوامل بازدارنده در برابر تهدیدات احتمالی آینده است. دولت کنونی آمریکا که اعتبارش آسیب دیده و انتخابات میاندورهای مهمی را پیش رو دارد، اجرای توافق را به نتیجه انتخابات نوامبر (آبانماه) وابسته خواهد کرد. اگر در انتخابات میاندورهای شکست بخورد، به اصطلاح آمریکاییها به «اردک لنگ» تبدیل میشود و توانایی اقناع کنگره و سنا برای حمایت از توافق را نخواهد داشت. همچنین اگر انتخابات میاندورهای با پیروزی جمهوریخواهان به پایان برسد، آنها تحت تأثیر «دولت پنهان» فاصله خود را از یک رئیسجمهور تکدورهای که به اعتبار نظامی آمریکا آسیب زده، حفظ خواهند کرد!
حزب لیکود اسرائیل نیز با بهرهمندی از حمایتهای لابی AIPAC، بقای خود را در افزایش تنش و عدم دستیابی به توافق میبیند. سادهانگارانه خواهد بود که تصور شود آمریکا و اسرائیل از روز بعد از آتشبس به دنبال جبران ضعفهایشان در رویاروییهای احتمالی آینده نیستند. بنابراین، ایران نباید از این دستاوردهای موجود مغرور شود و ضروری است به سرعت به اهرمهای بازدارندگی سخت خود، مولفههای نرم بازدارنده (Soft Deterrence) را نیز اضافه کند. اگر بازدارندگی سخت شرط لازم مولفه امنیت ملی است، ایجاد بازدارندگی نرم در هم تنیده شرط کافی و مکمل آن است.
در کنار تقویت سریع مولفههای سخت مانند توان آفندی موشکی، محور مقاومت منطقهای و کنترل سلاحگونه تنگه ابر استراتژیک هرمز، باید به سرعت شرکتهای بزرگ چندملیتی، بهویژه شرکتهای بزرگ آمریکایی و همچنین شرکتهای بزرگ چندملیتی اروپا، هند و چین را وارد اقتصاد ایران کرد. این اقدام باید بر اساس الگویی باشد که چین بازدارندگی نرم خود را بر اساس آن طراحی کرده است. قدرت نرم چین در دو دهه اخیر از طریق تعامل با شرکتهای بزرگ چندملیتی، تولید برندهای معتبر بینالمللی در خاک خود و وابسته کردن شرکتهای بزرگ به بازار چین، به ۷۳.۵ درصد رسیده است و تنها ۱ درصد پایینتر از ایالات متحده است. دستاورد نظامی بزرگی که در جنگ ۴۰ روزه حاصل شد، قابلیت بهرهبرداری و نقدشوندگی سریع در گسترش موازی قدرت نرم و همچنین ایجاد بازدارندگی نرم را دارد، به شرطی که در موقعیت کنونی درجا نزنیم، سرمست نشویم و فرصت را غنیمت بشماریم.



