اخبار اجتماعیاخبار اقتصادیاخبار سیاسیاخبار علم و فناوری

بهانه‌های اسرائیل: ابتدا دلیل‌تراشی، سپس کشتار!

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، در تاریخ سوم ژوئن ۱۹۸۲، شلومو آرگوف، سفیر اسرائیل در لندن، هنگام خروج از یک مهمانی شام در هتل دورچستر به قتل رسید. پس از این حادثه، مشخص شد که قاتل او حسین غسان سعید، یکی از اعضای سازمان ابونضال بوده است. منابع معتبر و محققان این حوزه اعلام کرده‌اند که هیچ‌کس در سطوح مختلف این گروه از جزئیات استخدام قاتل مطلع نبوده است. بنیان‌گذار این گروه، مردی به نام ابونضال بود که سابقه همکاری با سازمان سیا را نیز داشت و پس از خروج از این سازمان در سال ۱۹۷۳، مشخص شد که بسیاری از اعضای سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) قربانی اقدامات او شده‌اند. اما اینکه قاتل چه کسی بوده و آیا با اسرائیل و آمریکا همکاری داشته، به نظر نمی‌رسد برای آریل شارون، وزیر دفاع وقت رژیم صهیونیستی، اهمیت زیادی داشته باشد. او از زمان انتصابش به این سمت، آماده حمله به لبنان بود و این ترور به نوعی راه را برای او هموار کرد. به بیان دیگر، این حادثه بهانه‌ای برای حمله‌ای که مدت‌ها در انتظارش بود، فراهم آورد.

روز بعد از ترور، شارون دستور بمباران هوایی گسترده پایگاه‌های ساف در لبنان را صادر کرد و از واکنش ساف برای فعال‌سازی طرحی که پیش‌تر در سال ۱۹۸۱ آماده کرده بود، بهره‌برداری کرد. اکثر گزارش‌ها حاکی از آن است که شارون طرحی کوچک و کم‌هزینه برای تهاجم به دولت اسرائیل ارائه کرد، اما در عمل حملات وسیع‌تری انجام شد که منجر به اشغال بیروت و وقایع فراتر از آن گردید. جنایات اسرائیل در این جنگ و اشغال لبنان، در گزارش شان مک براید به سازمان ملل در سال ۱۹۸۳ ثبت شد. این سیاستمدار ایرلندی که در آن زمان رئیس مجمع عمومی سازمان ملل بود، به همراه سایر اعضای کمیته خود، جنایات جنگی را با جزئیات کامل مستند کرد. اما این گزارش به طور کامل نادیده گرفته شد و جامعه بین‌المللی به آن توجهی نکرد. جالب است که خشم جهانی تا پیش از همکاری اسرائیل با شبه‌نظامیان مسیحی مارونی در کشتار صبرا و شتیلا در سپتامبر ۱۹۸۲ برانگیخته نشد. هرچند که زمان گذشته و تعداد زیادی جان باخته بودند، اما اعتراضات به جنایت صبرا و شتیلا به حدی افزایش یافت که مناخیم بگین، نخست‌وزیر وقت اسرائیل (که برنده جایزه صلح نوبل نیز بود)، مجبور به برکناری شارون از وزارت دفاع شد.

با این حال، اگر به تاریخ آدم‌کشی‌ها و نسل‌کشی‌های رژیم صهیونیستی، به ویژه در دوره فعالیت آریل شارون نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که این وقایع وحشتناک در لبنان و ارتباطات میان تحولات منطقه‌ای و فلسطینیان تأثیری بر استراتژی شارون در سرزمین‌های اشغالی نداشت. حتی پس از خروج از وزارت دفاع و تصدی مسئولیت در وزارتخانه‌های دیگر، او همچنان به تشدید سیاست‌های سرکوب و خفقان در سرزمین‌های اشغالی تا اواسط دهه ۱۹۸۰ ادامه داد و اقداماتی انجام داد که پیام روشنی را منتقل می‌کرد: اینکه زندگی در سرزمین‌های اشغالی در سال‌های آینده چگونه خواهد بود! پاسخ این بود که اگر مردم تحت اشغال به دنبال کمک از سازمان حامی خود، یعنی ساف بودند، پاسخ‌های بسیار کمی دریافت می‌کردند. ساف، پس از انهدام پایگاه‌هایش در سال ۱۹۸۲ در تهاجم اسرائیل به لبنان، به تونس منتقل شد که نسبت به لبنان، فاصله زیادی با فلسطین داشت و آنقدر ضعیف شده بود که نمی‌توانست کمک چندانی به فلسطینی‌های در زندان کند. این شرایط به زمانی مربوط می‌شود که فلسطینیان با دو نوع زندان مواجه بودند؛ یکی زندان روباز به وسعت کل کشورشان و دیگری زندان امنیتی بسته‌ای که شامل ادارات اطلاعات و شکنجه‌گاه‌های اسرائیل بود. البته در دهه ۱۹۹۰، مدل زندان روباز در فلسطین به تدریج در حال فروپاشی بود و اسرائیلی‌ها نیز در تلاش بودند تا سیاست الحاق نامحسوس و غیررسمی کرانه باختری و نوار غزه را تسریع بخشند.

در سال‌های پیش از انتفاضه اول، سازمان ساف به دنبال نزدیکی با اردن بود، اما این تلاش‌ها نتیجه‌ای نداشت، زیرا خاندان هاشمی و اکثر کشورهای عضو اتحادیه عرب از هرگونه دخالت در کرانه باختری فاصله گرفته بودند. هدف از بیان این واقعیت‌های تاریخی درباره فلسطین این است که اهالی تدبر و تفکر به این نکته توجه کنند که اگر اسرائیل برای حمله به یک کشور یا موضع جغرافیایی نیاز به بهانه داشته باشد، حتماً بهانه‌ها به راحتی فراهم خواهند شد!

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا