
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، لبنان، کشوری که همواره در شرایط بحرانی قرار داشته، اکنون بیش از هر زمان دیگری در حال سقوط است. آتشبس موقتی که انتظار میرفت آرامش را به ارمغان آورد، در واقع زخمهای جنگ را عمیقتر کرده است.
سازمان ملل متحد (OCHA) در بهروزرسانی مورخ ۷ مه ۲۰۲۶ اعلام کرده که تعداد آوارگان داخلی به ۱.۲ میلیون نفر رسیده است که این رقم معادل بیش از ۲۰ درصد جمعیت لبنان است. بسیاری از این آوارگان در چادرها، مدارس متروکه و پناهگاهها زندگی میکنند و دسترسی به آب شرب تقریباً غیرممکن شده است. گزارش سازمان بهداشت جهانی (WHO) در همان روز نیز هشدار داده که موارد بیماریهای اسهالی، عفونتهای تنفسی و عفونتهای پوستی به سطوح بیسابقهای رسیده است.
اقتصاد لبنان که پیش از آغاز جنگ نیز با بحران بدهی عمومی بیش از ۱۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی مواجه بود، اکنون در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد. بر اساس گزارش بانک جهانی، خسارات مستقیم ناشی از جنگ به زیرساختها بیش از ۱۵ میلیارد دلار برآورد شده که معادل حدود ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی لبنان در سال ۲۰۲۵ است. بخش گردشگری که ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میداد، تقریباً نابود شده است. فرودگاه بیروت نیمهتعطیل است و بسیاری از هتلها و رستورانها به تعطیلی کشیده شدهاند و صنعت خدمات مالی و بانکی به شدت آسیب دیده است. لیره لبنان به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده و نرخ تورم به بیش از ۲۵۰ درصد رسیده است. گزارش بلومبرگ نیز نشان میدهد که نرخ بیکاری به بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته و بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط ورشکسته شدهاند.
از سوی دیگر، مهاجرت گسترده یکی از تلخترین ابعاد این بحران به شمار میرود. بر اساس گزارش آژانس امداد و کار سازمان ملل متحد برای پناهندگان فلسطین، بیش از ۴۰۰ هزار نفر از لبنان خارج شدهاند. این مهاجرت، نیروی کار جوان و متخصص را از کشور خارج کرده و «فرار مغزها» را تسریع بخشیده است. از منظر اقتصادی، جنگ لبنان را به لبه پرتگاه فروپاشی کامل کشانده است. گزارش بانک جهانی برآورد کرده که خسارات مستقیم به زیرساختها بیش از ۱۵ میلیارد دلار است که معادل ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی لبنان در سال ۲۰۲۵ است. بخش گردشگری نیز که ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میداد، تقریباً نابود شده است. فرودگاه بیروت نیمهتعطیل است و بسیاری از هتلها و رستورانها تعطیل شدهاند. بخش کشاورزی جنوب لبنان که منبع اصلی درآمد بسیاری از روستاها بود، با بمباران گسترده نابود شده و تولید گندم و زیتون به شدت کاهش یافته است.
این در حالی است که لبنان در این ۱۰ روز یکی از تلخترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است. آتشبس موقت که قرار بود کمی آرامش به ارمغان آورد، در عمل نتوانست جلوی ادامه حملات و تخریبها را بگیرد. گزارش سازمان ملل متحد (OCHA) اعلام کرد که در این بازه زمانی، بیش از ۴۵۰ نفر کشته و نزدیک به ۱۲۰۰ نفر زخمی شدهاند. این ارقام بخشی از آمار کلی از آغاز درگیریهای جدید در مارس ۲۰۲۶ است که طبق وزارت بهداشت لبنان به بیش از ۳,۵۰۰ کشته و ۱۰,۰۰۰ زخمی رسیده است. اما آنچه این ۱۰ روز را دردناک کرده، شدت آوارگی و تخریب زیرساختهاست.
وضعیت بهداشتی نیز به شدت وخیم است. گزارش سازمان بهداشت جهانی (WHO) اعلام کرده که موارد بیماریهای اسهالی به بیش از ۱۳۶ هزار مورد رسیده و عفونتهای تنفسی از ۱۸۰ هزار مورد فراتر رفته است. عفونتهای پوستی (گال، شپش و جوشهای شدید) نیز در بیش از ۴۸ درصد سایتهای اسکان گزارش شده و هجوم موش و حشرات در ۸۰ درصد اردوگاهها مشاهده میشود. سوءتغذیه حاد در کودکان زیر ۵ سال به سطوح فاجعهبار رسیده و سیستم ایمنی آنها را در برابر عفونتها بیدفاع کرده است. پزشکان بدون مرز (MSF) گزارش دادهاند که بیمارستانها با کمبود شدید دارو مواجه هستند و بسیاری از بیماران سرطانی و مزمن بدون درمان رها شدهاند. این در شرایطی است که مرگومیر غیرمستقیم (مرگ ناشی از بیماری به جای بمباران) در حال افزایش است و میتواند ابعاد فاجعه را بسیار فراتر از آمار کشتههای مستقیم ببرد.
در سطح اجتماعی نیز این ۱۰ روز، شکافهای فرقهای را عمیقتر کرده است. شیعیان که بخش عمده قربانیان را تشکیل میدهند، احساس میکنند که هزینه جنگ را تنها پرداخت کردهاند. مسیحیان و سنیها نیز از بیثباتی و آوارگی خسته شدهاند. گزارش لوموند اشاره میکند که این تنشها، خاطرات جنگ داخلی ۱۹۷۵-۱۹۹۰ را زنده کرده و اعتماد بین فرقهها را کاهش داده است. در نهایت، خسارتهای این ۱۰ روز نه تنها یک عدد و آمار، بلکه خسارتی انسانی است. جنگ، اقتصاد لبنان را به فروپاشی کشانده و ۱.۲ میلیون آواره ایجاد کرده است. لبنان، کشوری که همیشه در لبه پرتگاه بوده، اکنون بیش از هر زمان دیگری در حال سقوط است. بدون کمک فوری بینالمللی و گفتگوی ملی، این بحران میتواند به فاجعهای نسلکشانه تبدیل شود.



