اخبار اقتصادیاخبار سیاسیاخبار علم و فناوری

پیامدهای جنگ علیه ایران؛ از پایان توهم تغییر خاورمیانه تا شکاف استراتژیک عمیق میان آمریکا و رژیم صهیونیستی

پیامدهای جنگ علیه ایران؛ از پایان توهم تغییر خاورمیانه تا شکاف استراتژیک بزرگ بین آمریکا و رژیم صهیونیستی

از میان تمام شکست‌های نظامی که آمریکا در ۲۵ سال اخیر در خاورمیانه تجربه کرده، جنگ علیه ایران به احتمال زیاد مهم‌ترین شکست محسوب می‌شود. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، در مقایسه با مداخلات نظامی آمریکا در افغانستان، عراق، یمن، لیبی و سوریه، ایران نه تنها از این جنگ پیروز بیرون آمد، بلکه یک جاه‌طلبی بزرگ‌تر را نیز متوقف یا نابود کرد: پروژه‌ای ادعایی برای تغییر خاورمیانه، با یک «اسرائیل بزرگ» تازه متولدشده در رأس آن.

برای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تصمیم به خروج از مسیری که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی او را به آن دعوت کرده بود، بدون تفکر انجام شد. تورم در آمریکا، ناشی از افزایش هزینه‌های انرژی به دلیل جنگ، در بالاترین سطح سه سال اخیر قرار دارد؛ محبوبیت ترامپ در پایین‌ترین سطح تاریخی خود است و او با مخالفت فزاینده‌ای در داخل حزب خود مواجه است. همچنین، مشکلات اقتصادی کشورهای خلیج فارس به خانواده ترامپ آسیب زده و او در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای قرار دارد که ممکن است هر دو مجلس کنگره را از دست بدهد.

رئیس‌جمهور ۸۰ ساله آمریکا که در پی یک پیروزی سریع بود، از زمان مشخص شدن عدم تسلیم ایران، از نظر ذهنی دچار رکود شد. در عین حال، تغییر موضع ۱۸۰ درجه‌ای ترامپ در قبال ایران برای نتانیاهو یک فاجعه است که پیامدهای آن می‌تواند برای نسل‌های آینده احساس شود. آلون بن دیوید، خبرنگار نظامی کانال ۱۳ رژیم صهیونیستی، اظهار داشت که جنگ ورق را برگردانده است؛ پیش از این، اسرائیل به عنوان قدرت نظامی پیشرو در منطقه با حمایت آمریکا شناخته می‌شد، اما اکنون ایران به مهم‌ترین قدرت تبدیل شده است.

آموس هارل، تحلیلگر نظامی هاآرتص، نوشت که توافق ترامپ با ایران بزرگ‌ترین شکست امنیتی نتانیاهو از اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲) بوده است. ترامپ با بیان اینکه نتانیاهو باید از او سپاسگزار باشد، بر زخم‌های نتانیاهو نمک پاشید؛ او سه‌شنبه گذشته در حاشیه اجلاس گروه ۷ گفت که بدون آمریکا، رژیم صهیونیستی وجود نخواهد داشت و از حمله‌ای که دو ساعت پیش از امضای توافق در لبنان رخ داد، ابراز نارضایتی کرد.

این شکست استراتژیک، قطعات پازل استراتژی منطقه‌ای رژیم صهیونیستی را تحت تأثیر قرار داده و ممکن است نتانیاهو را از این بحران نجات دهد. سرزمینی که رژیم صهیونیستی در غزه، جنوب لبنان و سوریه اشغال کرده و از ساکنان آن پاکسازی کرده است، پیمان امنیتی اعلام‌نشده با ابوظبی و استفاده از سومالی‌لند به‌عنوان پایگاهی برای پیشبرد طرح‌ها، همچنان باقی مانده است. اما آنچه نتانیاهو از دست داده، علاقه رئیس‌جمهور فعلی آمریکا به حمایت از این رویا است و بعید به نظر می‌رسد که به‌زودی رویای دیگری در راه باشد.

مدت زیادی طول خواهد کشید تا یک نخست‌وزیر دیگر رژیم صهیونیستی اجازه یابد در اتاق وضعیت کاخ سفید، روبروی یک رئیس‌جمهور در حال خدمت آمریکا بنشیند، همانطور که نتانیاهو در فوریه امسال با ترامپ انجام داد و اطلاعات نادرست به او ارائه کرد. اکنون ینون ماگال، خبرنگار کانال ۱۴ که به‌طور گسترده به‌عنوان سخنگوی نتانیاهو شناخته می‌شود، ترامپ را بازنده و جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور را تفاله خواند.

اگر نسل‌کشی در غزه این افسانه را که در جهان غرب وجود داشت درباره اینکه رژیم صهیونیستی یک دموکراسی است که برای صلح تلاش می‌کند، اما فقط به جنگ می‌رسد، از بین برد، حمله به ایران نیز ضربه مشابهی به اعتبار رژیم صهیونیستی در واشنگتن به‌عنوان یک متحد نظامی وارد کرده است. رژیم صهیونیستی به یک برند سمی در آمریکا تبدیل شده و طرفداران آن در حال تغییر تاکتیک هستند. نه‌تنها در نظرسنجی‌ها، بلکه در لفاظی‌های مبارزات سیاسی نیز تغییرات آشکاری وجود دارد؛ آیپک، قدرتمندترین گروه لابی طرفدار رژیم صهیونیستی، در میان دموکرات‌ها به یک عامل سمی تبدیل شده است.

سیاست‌مداران مشتاق کمتری تمایل دارند که پول رژیم صهیونیستی را بپذیرند و این ایده در میان جمهوری‌خواهان که رژیم صهیونیستی سیاست خارجی آمریکا را کنترل می‌کند، به چیزی بیش از یک میم ضد صهیونیستی تبدیل شده است. حمایت از رژیم صهیونیستی به یک اقدام قهری تبدیل شده و این کار، اعمال منطق یک کارزار نظامی بر مسائلی است که تنها برای بحث‌های سیاسی داخلی هستند. در عین حال، ایران از توافق با آمریکا به‌عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای بیرون می‌آید و اهرم‌های استراتژیک آن افزایش می‌یابد.

در حالی که ترامپ بی‌وقفه ادعا می‌کند که مانع از دستیابی تهران به بمب شده است، واقعیت این است که نه او و نه موساد هرگز نمی‌توانند دانش هسته‌ای ایران را متوقف کنند؛ ایران همچنین ناوگان موشکی خود را حفظ کرده که به‌عنوان یک عامل بازدارنده ثابت شده است و این ناوگان از سنگین‌ترین و دقیق‌ترین بمب‌های ارتش آمریکا جان سالم به در برده است. ارتباطات ایران با متحدان منطقه‌ای‌اش اکنون به‌طور قابل توجهی قوی‌تر از زمانی است که برای نخستین بار مورد حمله قرار گرفت؛ واقعیت این است که جنگ این اتحاد را به‌عنوان یک واحد جنگی کارآمد تقویت کرده است.

فرمول امنیتی خلیج فارس که در آن آمریکا خود را به‌عنوان ضامن امنیت خلیج فارس معرفی می‌کرد، اکنون به‌صورت بازتعریف شده است: پایگاه‌های آمریکایی دردسرسازتر از ارزششان هستند. اگر ترامپ از توافق خود عدول کند یا اگر رژیم صهیونیستی حمله دیگری را آغاز کند، ایران می‌تواند هرمز را به همان سرعت و به همان راحتی که باز کرد، ببندد؛ بر این اساس، ایران به هر طریقی، بهایی را برای امتیاز دروازه‌بانی این جریان‌های عظیم بنزین، گاز و فرآورده‌های نفتی دریافت خواهد کرد.

اگر نتانیاهو حمله خود به غزه را از سر بگیرد، افکار عمومی جهان بار دیگر در شعله‌های آتش خواهد سوخت و رژیم صهیونیستی متوجه خواهد شد که اقتصادش در شرایطی نیست که بتواند از تحریم تجاری جهانی جان سالم به در ببرد. خاورمیانه در واقع تغییر کرده است، اما نه به شیوه‌ای که نتانیاهو آرزو داشت؛ حمله او به ایران منجر به نخستین شکاف استراتژیک بزرگ بین رژیم صهیونیستی و متحد اصلی‌اش در بیش از یک ربع قرن شد. رژیم صهیونیستی با جنگ‌های بی‌پایان و ایدئولوژی توسعه‌طلبانه خود، به‌زودی متوجه خواهد شد که به مرز قدرت نظامی خود رسیده است و عقب‌نشینی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود؛ این موضوع در مورد سوریه و در نهایت لبنان نیز صدق خواهد کرد.

گرفتاری ترامپ در مخمصه توهم توافق بهتر

توافق ترامپ با ایران نتیجه جاه‌طلبی‌های غیرواقع‌بینانه برای جنگی غیرقابل دفاع است. در واشنگتن، هم طرفداران و هم مخالفان جنگ آمریکا علیه ایران، یادداشت تفاهم اسلام‌آباد (MoU) را یک فاجعه خوانده‌اند، حتی اگر با پایان دادن به جنگ طبق مفاد این یادداشت تفاهم موافق باشند. کریس مورفی، سناتور دموکرات، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: مخالفان جنگ می‌توانند از پایان جنگ خوشحال باشند و همچنین خاطرنشان کنند که این توافق دیوانه‌وار، آخرین مدرکی است که نشان می‌دهد کل جنگ یک فاجعه کامل بوده است.

برندون وایچرت، مفسر محافظه‌کار، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس با اشاره به جمهوری‌خواهانی که طرفدار مداخله خارجی هستند، نوشت: ما فقط به دلیل «نئوکان‌ها» که ما را به یک جنگ غیرقابل برد سوق دادند، در این موقعیت وحشتناک قرار داریم؛ این اتفاقی است که وقتی در یک جنگ می‌بازید، می‌افتد. استقرار احمقانه و بی‌ملاحظه نظامی ترامپ توجیه خود را برای شروع جنگ علیه ایران که ادعا می‌کرد صنعت هسته‌ای آن در حمله ژوئن ۲۰۲۵ از بین رفته است، درهم ریخت؛ وی که با طرح ادعاهای مداخله‌جویانه این جنگ را کلید زد، اهداف ادعایی متعددی را برای این تجاوز اعلام کرد؛ مقام‌های سابق آمریکا می‌گویند که تفاهم‌نامه ترامپ با ایران به هیچ یک از اهداف جنگی اعلام‌شده دست نمی‌یابد و آمریکا را در موقعیت ضعیف‌تری برای پیشبرد اهداف اعلام شده خود در میز مذاکره قرار می‌دهد.

آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده سابق خاورمیانه برای روسای جمهور جمهوری‌خواه و دموکرات، مدعی شد: آمریکا قدرت خود را احمقانه و بی‌پروا به کار گرفت؛ ما در مقابل ایران، قدرت و نفوذ زیادی را از دست داده‌ایم؛ ایران از بزرگ‌ترین استقرار دارایی‌های هوایی، دریایی و موشکی آمریکا از زمان جنگ دوم عراق جان سالم به در برده است. منتقدان آمریکایی به‌ویژه بر دستاوردهای مالی که در تفاهم آمده است، متمرکز شده‌اند؛ این تفاهم‌نامه تمام تحریم‌های فروش نفت ایران را لغو می‌کند، محاصره بنادر ایران توسط آمریکا را لغو می‌کند و فرآیندی را برای ایران ایجاد می‌کند تا دارایی‌های مسدودشده خود را که به گفته تهران بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار است، بازیابی کند.

آلن پینو، افسر سابق سیا و شورای اطلاعات ملی و عضو غیرمقیم شورای آتلانتیک، گفت: ایران به‌وضوح از این تفاهم‌نامه مزایای اقتصادی زیادی دریافت می‌کند. در همان ۲ هفته آغازین جنگ آمریکا علیه ایران برخی کارشناسان گفتند که آمریکا با «لحظه سوئز» علیه ایران رو‌به‌رو شده است و این درگیری را با جنگ ناموفق انگلیس و فرانسه علیه مصر در اواخر امپراتوری در سال ۱۹۵۶ مقایسه کردند. با وجود این، ترامپ به مدت یک ماه دیگر به جنگ خود علیه ایران ادامه داد تا اینکه در اوایل آوریل آتش‌بس را امضا کرد؛ این آتش‌بس با شعله‌ور شدن درگیری‌ها و تهدیدهای توخالی ترامپ برای نابودی ایران، ازجمله زیرساخت‌های غیرنظامی آن، مواجه شد.

تحلیلگران می‌گویند ترامپ در نتیجه لابی‌گری رژیم صهیونیستی که ایده‌های متوهمانه را القا می‌کرد، وارد جنگ شد؛ وقتی این ایده به نتیجه نرسید، ترامپ در ادامه به تهدیدها و محاصره متوسل شد. ویلیام آشر، تحلیلگر سابق سیا و متخصص خاورمیانه، گفت: آمریکا و ایران هر ۲ ساعت‌هایی داشتند که برای چند هفته به عقب کشیده می‌شدند. ایران به تهدیدهای ترامپ پاسخ داد و در نهایت از مزایای صبر استراتژیک بهره برد. در حالی که ترامپ ادعا می‌کند که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به این کشور آسیب زده است، ایران وقت کمی را برای جبران خسارت‌های خود صرف کرد؛ چراکه تفاهم‌نامه می‌گوید که توافق نهایی صلح شامل یک سازوکار ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی کشور خواهد بود.

کشورهای حاشیه خلیج فارس معیار مفیدی برای قضاوت در مورد چگونگی تغییر توازن قدرت در منطقه توسط جنگ هستند؛ در روزهای اولیه جنگ، بسیاری از آن‌ها پایگاه‌های نظامی خود را به روی آمریکا برای حمله به ایران گشودند، اما در نهایت به سمت یک موضع

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا