اخبار اقتصادیاخبار سیاسیاخبار علم و فناوری

توافق تهران؛ چه کسانی بهره‌مند می‌شوند؟

جریان‌هایی که بقای سیاسی و اقتصادی خود را به تنش دائمی وابسته می‌دانند، از کاهش درگیری‌ها ناراضی هستند. می‌توان بازندگان اصلی را در هفت گروه زیر دسته‌بندی کرد: ۱. جریان رادیکال و جنگ‌طلب در واشینگتن (نومحافظه‌کاران و جنگ‌طلبان) و شخصیت‌هایی مانند جان بولتون و مایک پمپئو، به همراه نهادهای فکری مانند بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، همواره سیاست تغییر رژیم یا فشار حداکثری را ترجیح می‌دادند. توافق اخیر، شکست نسبی پروژه تغییر رژیم از طریق تحریم و تهدید نظامی را نشان می‌دهد. به یاد داشته باشید که خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ و اجرای سیاست فشار حداکثری منجر به تنش‌های سال‌های ۱۴۰۴-۱۴۰۵ شد، اما نتوانست ایران را به زانو درآورد.

۲. لابی‌های صهیونیستی-عربی تندرو در رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی خلیج فارس (به‌ویژه در دوره‌های جنگ‌طلبانه) امنیت خود را در انزوای کامل ایران می‌دیدند. عادی‌سازی روابط تهران و واشینگتن، رقابت اقتصادی و سیاسی ایران را تقویت خواهد کرد. نارضایتی رژیم صهیونیستی از این توافق به وضوح مشهود است (نتانیاهو و مشاورانش آن را توافق بد نامیدند).

۳. کاسبان تحریم (داخل و خارج) شامل شبکه‌های قاچاق، دلالان و شرکت‌های واسطه‌ای هستند که از دور زدن تحریم‌ها سودهای کلانی به دست آورده‌اند (مانند برخی نهادها و شرکت‌های مرتبط). بازگشت به سامانه سوئیفت و شفافیت مالی، رانت‌های کلان آن‌ها را تهدید می‌کند.

۴. اپوزیسیون برانداز خارج‌نشین شامل سلطنت‌طلبان، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و گروه‌هایی مانند شورای مدیریت گذار است که تمام سرمایه سیاسی خود را بر فروپاشی اقتصادی و انزوای بین‌المللی جمهوری اسلامی شرط بسته بودند. توافق اخیر، ابزار انزوا و نارضایتی معیشتی را از آن‌ها می‌گیرد. این جریان‌ها پس از خروج آمریکا از برجام، امید زیادی به فشار حداکثری داشتند، اما تحولات سال ۱۴۰۵ نشان داد که دیپلماسی می‌تواند تنش‌ها را مدیریت کند.

۵. دلالان تسلیحاتی در منطقه، در سایه جنگ، بهترین بازار را برای فروشندگان سلاح فراهم کرده بودند. صلح نسبی، تقاضای خرید تسلیحات میلیاردی کشورهای خلیج فارس را کاهش می‌دهد. لازم به ذکر است که پس از تنش‌های ایران و رژیم صهیونیستی و مسائل هسته‌ای در سال‌های اخیر، فروش تسلیحات آمریکا به منطقه به شکل چشمگیری افزایش یافته بود.

۶. جریان‌های تکفیری و تروریستی شامل بقایای داعش، القاعده و گروه‌های تجزیه‌طلب از فضای تنش و خلأ امنیتی قدرت‌های بزرگ بهره‌برداری می‌کردند. ثبات بیشتر، عملیات امنیتی را تسهیل کرده و فضای مانور آن‌ها را محدود می‌کند. در دوره تنش حداکثری، این گروه‌ها در مرزها و مناطق ناآرام فرصت بیشتری برای فعالیت داشتند.

۷. تندروهای شعارزده (داخل و خارج) شامل جریان‌هایی مانند جبهه پایداری هستند که هویت سیاسی‌شان بر دشمن‌تراشی مطلق استوار است. دیپلماسی، فضای شعار را به منطق، استدلال و منافع ملی تبدیل می‌کند. مخالفت‌های مشابه داخلی با برجام در سال ۱۳۹۴ که اکنون با توافق جدید تکرار می‌شود.

در پایان، برآشفتگی این گروه‌های ظاهراً متضاد (از جنگ‌طلبان آمریکایی تا تندروهای داخلی و لابی‌های منطقه‌ای) یک واقعیت را روشن می‌کند: توافق، حتی اگر مقدماتی و موقت باشد، استراتژی فشار حداکثری و اقتصاد رانت‌محور تنش را تضعیف می‌کند. اگر این توافق بر پایه عزت ملی، نظارت قوی و منافع بلندمدت ایران پیش برود، می‌تواند به ثبات اقتصادی و تنفس تازه کمک کند، هرچند چالش‌هایی مانند اختلاف بر سر غنی‌سازی، مسائل موشکی و نقش بازیگران منطقه‌ای همچنان باقی است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا