
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، خبر تکراری دوباره منتشر شد و ساعاتی پیش از پخش اعلام گردید که سریال «کوری» به نمایش نخواهد رسید! آیا این به معنای توقیف آن است؟ در مورد سریال «کوری» نکتهای وجود دارد که توضیحات معاون کاربران ساترا بر آن سرپوش میگذارد و این نکته باید بهطور جدی مورد پرسش قرار گیرد.
عباس سیاحطاهری در توضیحات خود تلاش کرده است تا میان دو مفهوم «توقیف» و «عدم پخش» تمایز قائل شود، گویی که صرف تغییر نام یک وضعیت میتواند ماهیت آن را دگرگون کند. سریالی که قرار بوده در زمان مشخصی منتشر شود و این امر محقق نشده، از دیدگاه مخاطب و سازنده تفاوتی با توقیف ندارد، چه آن را توقیف بنامیم و چه «عدم اعطای مجوز». این بازی با واژهها، الگویی آشناست که بارها در مواجهه ساترا با آثار نمایش خانگی تکرار شده است.
اما نکتهای که بیش از همه قابل توجه است، اعتراف ضمنی معاون ساترا به این واقعیت است که «کوری» اساساً مجوز تولید نداشته است. این جمله را باید چندین بار خواند. نهادی که وظیفهاش نظارت پیشینی بر تولید محتواست، اکنون که محصولی بدون طی کردن مسیر قانونی تولید شده، نهتنها آن را متوقف نمیکند، بلکه اعلام میکند که «با همکاری ساترا» مسیر دریافت مجوز طی خواهد شد.
این به این معناست که ساترا بهجای آنکه بر اساس قاعده عمل کند، قاعده را پس از وقوع تخلف، متناسب با مورد خاص بازتعریف میکند. پرسش اینجاست: اگر تولید بدون مجوز قابل اصلاح پسینی است، اساساً فلسفه وجودی نظارت پیشینی چیست؟ و اگر یک پلتفرم یا یک تهیهکننده میتواند بدون مجوز کار را آغاز کند و سپس با لابی و رایزنی، مجوز را پس از تولید بگیرد، چرا باید سازندگان دیگر را ملزم به طی کردن مسیر اداری پیش از تولید کرد؟ این پرسش زمانی جدیتر میشود که سابقه برخورد ساترا با آثار مشابه را مرور کنیم.
سریال «بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار نمونهای روشن از همین رویکرد دوگانه است. ساترا در جریان پخش این سریال، دستور به حذف نام کارگردان و تهیهکننده از تبلیغات محیطی و سپس از تیتراژ داد! و این محدودیت را حتی به نام نویسنده اثر هم تسری داد، در حالی که نام همان نویسنده به عنوان بازیگر همچنان در تیتراژ باقی مانده بود. این تناقض بهروشنی نشان میدهد که تصمیمگیری در این نهاد بر اساس ضابطهای ثابت نیست، بلکه بر اساس ملاحظاتی است که هر بار از جایی نامعلوم سرچشمه میگیرد.
این کارگردان پیشتر با سریال «سووشون» نیز تجربه مشابهی داشته است، اثری که برای مدتی توقیف و پلتفرم پخشکنندهاش مسدود شد، تا آنکه پس از کشوقوسهایی رفع توقیف اعلام گردید. این الگوی تکرارشونده توقیف، مذاکره پشتپرده و سپس رفع توقیف، نشان میدهد ساترا کمتر بر اساس مقررات شفاف و از پیش اعلامشده عمل میکند و بیشتر بهمثابه نهادی چانهزن با آثار برخورد میکند.
اکنون در ماجرای «کوری» همان الگو، اما اینبار با لحنی ملایمتر، تکرار شده است. سیاحطاهری از «دو نهاد بیرونی» سخن میگوید که ملاحظاتی داشتهاند، بیآنکه نام این نهادها، ماهیت ملاحظات یا مبنای قانونی دخالت آنها روشن شود. این ابهام عامدانه، خود بخشی از مسئله است. وقتی نهادهایی ناشناس میتوانند بر سرنوشت یک سریال تاثیر بگذارند بیآنکه پاسخگوی علنی باشند، و ساترا نیز نقش واسطهای میان این نهادها و سازنده اثر را ایفا میکند، عملاً مسئولیت تصمیم در هالهای از ابهام محو میشود.
هیچکس پاسخگو نیست، نه آن نهادهای بیرونی که هویتشان فاش نمیشود، و نه ساترا که میگوید فقط «ملاحظات را اعمال میکند». پرسش اصلی این یادداشت همچنان بیپاسخ میماند: آیا این رویه، یعنی امکان تولید بدون مجوز و سپس مذاکره برای اخذ مجوز پسینی، برای همه سازندگان و همه پلتفرمها یکسان است؟ تجربه چند سال اخیر نشان میدهد پاسخ منفی است. برخی آثار با کوچکترین بهانه متوقف و حتی نام سازندگانشان از تیتراژ حذف میشود، و برخی دیگر با وجود نقض آشکار مقررات اولیه، مسیر هموارتری برای ادامه حیات مییابند.
این دوگانگی، بیش از آنکه نشانه انعطاف باشد، نشانه فقدان قاعدهمندی و حضور پررنگ ملاحظات غیرشفاف در فرآیند تصمیمگیری است. نهادی که قرار است ناظر بیطرف باشد، وقتی هر بار با منطقی متفاوت با آثار برخورد میکند، اعتماد عمومی به بیطرفی خود را از دست میدهد. بگذریم از اینکه ساترا به عنوان نهادی منشعب از صداوسیما و همچنان زیر نظر آن سازمان هرگز نمیتواند ناظر بیطرف باشد، ما فقط یک فرض محال را در نظر گرفتیم.



