
جهان آمریکا و اروپا ۹:۰۰ ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ کد خبر: ۴۹۰۳۴۶۵
ابعاد شکست راهبردی آمریکا در جنگ ایران؛ پیامدهایی که ترامپ درک نمیکند
جنگ با ایران علاوه بر شکست، عواقب زیادی را برای آمریکا به همراه داشت که به نظر میرسد دونالد ترامپ از آنها آگاهی ندارد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در نشست گروه ۷ اظهارات عجیبی را مطرح کرد که حتی با استانداردهای معمول خود نیز غیرمعمول به نظر میرسید. این اظهارات سوالاتی را در مورد درک او از مفاهیم مطرح شده ایجاد میکند.
به نقل از نشریه آتلانتیک، ترامپ در این نشست، شکست خود در دستیابی به اهداف استراتژیک اصلی را نادیده گرفت. فارینپالیسی این شکست را فراتر از شکستهای قبلی آمریکا توصیف کرده و مینویسد: شکست در جنگ ایران به ظاهر شبیه به سایر شکستهای نظامی آمریکا نیست. این جنگ پیامدهای زیادی بهویژه برای آمریکا داشته است؛ از جمله تأثیرات اقتصادی که فراتر از قیمت بنزین، به کاهش تولید جهانی و رشد اقتصادی پایینتر که تهدیدی برای رکود جهانی و سقوط مالی بود، گسترش مییابد.
حتی پیش از انتشار جزئیات توافق ایران و آمریکا، مشخص است که ترامپ در دستیابی به اهدافی که برای این جنگ تعیین کرده بود، ناکام مانده است. اگرچه واژه شکست سنگین به نظر میرسد، اما باید به این نکته توجه کرد که کشتن غیرنظامیان و بمباران بهخودی خود پیروزی به همراه ندارد. ایران همچنان دارای ذخایر قابلتوجهی از پهپاد و موشک است؛ بسیاری از تحریمها لغو خواهند شد و به عبارت دیگر، ایران به اهداف استراتژیک کلیدی خود دست یافته است، در حالی که آمریکا به هیچ یک از اهداف خود نرسید.
جنگی که با جاهطلبیهای عظیم آغاز شد، به شکستهای عمیقی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی منجر شد. با توافق اخیر، آنچه در ابتدا به نظر میرسید یک نمایش تاریخی از تسلط نظامی باشد، به تصویری واضح از محدودیتهای قدرت رژیم صهیونیستی و آمریکا تبدیل شد؛ این درگیری همچنین شکستهای عمیقی را در صلاحیت استراتژیک درون این اتحاد نمایان کرد.
واشنگتن و رژیم صهیونیستی عملاً برای حملات اولیه برنامهریزی کرده بودند، اما برای پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی پس از آن آماده نبودند. نتیجه این جنگ ممکن است به تقویت سیاسی ایران منجر شود، علیرغم آسیبهایی که از نظر نظامی متحمل شده است؛ برداشتهای بینالمللی از قدرت نظامی آمریکا را تضعیف کرده و هم شرایط استراتژیک رژیم صهیونیستی و هم مهمترین اتحاد آن را کاهش داده است.
ایران میدان نبرد را از رویارویی نظامی متعارف به سمت همکاری اقتصادی تغییر داد؛ بستن تنگه هرمز توسط ایران، آسیبپذیری فوقالعاده اقتصاد جهانی را در برابر اشکال نسبتاً ارزان فشار آشکار میکند. بازارهای انرژی به سرعت دچار وحشت شدند و دولتهای سراسر اروپا، آسیا و خلیج فارس فوراً برای کاهش تنش تلاش کردند.
واقعیت استراتژیک اصلی غیرقابل انکار شد: آمریکا نمیتوانست اختلال اقتصادی پایدار را تحمل کند و ایران تاب مقاومت زیادی دارد؛ برتری نظامی قاطع آمریکا و رژیم صهیونیستی عملاً دیگر اهمیتی نداشت. ایران همچنان در موقعیت قدرت قرار دارد و ممکن است از کاهش شدید تحریمها و دسترسی اقتصادی مجدد بهرهمند شود.
بیشتر بخوانید: نهایی شدن توافق تهران و واشنگتن؛ نشانههای شکست ترامپ در جنگ با ایران چیست؟
شکست تجاوز به ایران و انزوای رژیم صهیونیستی؛ ایران معادله بازدارنده را تحمیل میکند.
ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ به دلیل انتقاداتی مبنی بر اینکه این توافق بودجهای برای ایران فراهم میکرد، خارج شد. اکنون، او به دنبال بازسازی مؤثر آن توافق است؛ البته توافقی که اهرم فشار آمریکا به مراتب کمتر باشد.
جنگ نشان داد که تهران میتواند از طریق ابزارهای نسبتاً ارزان، وحشت اقتصادی جهانی فوری ایجاد کند و میتواند از این وحشت بهعنوان امتیازهای دیپلماتیک استفاده کند.
شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد آمریکا یا رژیم صهیونیستی از قبل میزان آسیبپذیری اقتصاد جهانی در برابر این جنگ را درک کرده باشند. در حالی که مسدود کردن تنگه هرمز کاملاً قابل پیشبینی بود و هر استراتژیستی انتظار آن را داشت. این جنگ، برداشتها از قدرت آمریکا را تغییر داده است؛ آمریکا برای دههها، یک سیستم جهانی را که بر اساس این فرض ساخته شده بود که واشنگتن میتواند بحرانهای منطقهای را مدیریت کند، تثبیت کرده بود اما این فرض اکنون از بین رفته است.
انتهای پیام/
برچسب ها: دونالد ترامپ جنگ تحمیلی سوم
لینک کپی شد
لینک کوتاه همرسانی:
ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *
نام
ایمیل
کد امنیتی



