
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، کاربران شبکههای اجتماعی تنها به عنوان مصرفکننده محتوا عمل نمیکنند، بلکه به طور فعال در حال مشاهده، مقایسه و بازسازی تصویر خود هستند. این فرآیند پیچیده یکی از عوامل کلیدی است که بر روان انسان معاصر تأثیر میگذارد. افزایش استفاده از شبکههای اجتماعی موجب افزایش «مقایسه خود با دیگران» و «ترس از جا ماندن» میشود. این دو عامل باعث میشوند افراد تلاش کنند تصویری جذابتر و موفقتر از خود ارائه دهند.
کریمی، روانشناس، بیان کرد که نوع شبکه اجتماعی نیز اهمیت دارد؛ به عنوان مثال، اینستاگرام با تلگرام یا واتساپ تفاوت دارد و هر یک تأثیرات متفاوتی بر رفتار ما میگذارد. وی در ادامه توضیح داد که این موضوع تنها به رفتار ما محدود نمیشود، بلکه بر احساسات و افکار ما نیز تأثیر عمیقی دارد. به گفته وی، نوجوانان در برابر بازخوردهای شبکههای اجتماعی بسیار حساستر از بزرگسالان هستند؛ یک لایک یا کامنت مثبت میتواند عزتنفس آنها را افزایش دهد و یک بازخورد منفی یا عدم توجه، اعتمادبهنفسشان را به شدت کاهش میدهد.
این روانشناس به تأثیر شبکههای اجتماعی بر تصویر بدن نیز اشاره کرد و گفت: مشاهده مداوم عکسهای آرایششده و ویرایششده باعث میشود فرد بدن خود را از دید دیگران ببیند، نه از درون. این پدیده «خودشیءانگاری» نامیده میشود که میتواند به کاهش رضایت از بدن، احساس شرم از ظاهر و حتی اختلالات خوردن منجر شود. کریمی تأکید کرد که «خودشفقتی» یا مهربانی با خود میتواند این اثرات منفی را کاهش دهد.
وی به تأثیر شبکههای اجتماعی بر هویت نوجوانان نیز پرداخت و خاطرنشان کرد: آنچه اهمیت دارد تنها میزان استفاده نیست، بلکه «کیفیت تعامل» ما با این فضاها نیز مهم است. افرادی که به طور فعال و واقعی در شبکههای اجتماعی حضور دارند، هویت روشنتری پیدا میکنند. اما کسانی که مدام خود را با دیگران مقایسه میکنند، دچار سردرگمی هویتی میشوند.
کریمی در توضیح این نظام چندلایه روانشناختی گفت: در سطح اول، مقایسه با دیگران و ترس از جا ماندن شکل میگیرد؛ در سطح دوم، عزتنفس تحت تأثیر بازخوردها قرار میگیرد؛ در سطح سوم، تصویر بدن تغییر میکند؛ و در عمیقترین سطح، هویت و خودپنداره فرد بازسازی میشود. این روانشناس در پایان گفت: شبکههای اجتماعی فضایی هستند که در آن «خودِ واقعی» ما، «خودی که نشان میدهیم» و «خودی که فکر میکنیم دیگران میبینند» همزمان درگیر و گاهی در تضاد هستند. درک این پیچیدگی برای فهم روان آدمها در عصر دیجیتال بسیار مهم است؛ عصری که در آن هویت دیگر یک چیز ثابت نیست، بلکه همواره در حال تغییر و مقایسه با دیگران است.



