
کد خبر: ۹۲۶۶۴۰ تاریخ انتشار: ۰۱ : ۱۲ – ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ سیاست >> سیاست خارجی
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، تحلیلها در روزنامههای نیویورک تایمز، واشنگتن پست، گاردین و اکونومیست نشان میدهد که توافق اخیر با ایران بیشتر به نفع تهران بوده و دولت ترامپ در این زمینه عقبنشینی قابل توجهی داشته است. ایران بدون اینکه امتیازات اساسی در زمینه برنامه هستهای یا نفوذ منطقهای خود ارائه دهد، توانسته است فضای اقتصادی وسیعی را به دست آورد. در محافل سیاسی، دیپلماتیک و رسانهای غرب، سوالاتی مطرح است که آیا این توافق میتواند به یک راهحل پایدار منجر شود یا تنها یک آتشبس موقت است که مسائل پیچیدهتر را به مذاکرات آینده موکول کرده است. در مرحله نخست، توازن دستاوردها به نفع تهران به نظر میرسد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، در ادامه این تحلیلها آمده است که دولت دونالد ترامپ در مقایسه با اهداف اولیه خود در جنگ، به عقبنشینی قابل توجهی دست زده است. در حالی که ایران بدون ارائه امتیازات فوری، فضای اقتصادی گستردهای به دست آورده است.
دستآوردهای اقتصادی برای تهران
روزنامه نیویورک تایمز به این نکته اشاره میکند که این توافق به ایران یک «شریان حیاتی اقتصادی» میدهد، زیرا محاصره دریایی آمریکا بر بنادر ایران لغو میشود و صادرات نفت دوباره امکانپذیر خواهد شد، پیش از آنکه توافق نهایی درباره برنامه هستهای به امضا برسد.
نیکول گراوسکی، پژوهشگر سیاست خارجی ایران، اظهار میدارد: «این توافق به نفع ایران به نظر میرسد»، زیرا تهران میتواند مسیر کاهش تحریمها، بازگشت صادرات نفت، دریافت منافع اقتصادی و کاهش فشارهای نظامی را فراهم کند، در حالی که تعهدات هستهای نسبتاً محدود هستند.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که اقتصاد ایران با مشکلاتی نظیر سقوط ارزش پول ملی، افزایش نرخ تورم و تشدید اعتراضات مردمی به دلیل شرایط معیشتی مواجه است.
بر اساس گزارش این روزنامه، از سرگیری صادرات نفت میتواند میلیاردها دلار به اقتصاد ایران وارد کند و فشار بر بودجه دولت را کاهش دهد و ارزش ریال را تقویت کند، هرچند مشکلاتی مانند فساد و سوءمدیریت همچنان باقی خواهد ماند.
عقبنشینی از خطوط قرمز
در سطح بینالمللی، گاردین بر این باور است که این توافق نشاندهنده «پذیرش واقعیت» است که آمریکا نتوانسته به اهداف خود از طریق جنگ دست یابد. آمریکا از سال ۲۰۲۵ شرط گذاشته بود که ایران غنیسازی داخلی را متوقف کند، ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به خارج منتقل کند و تأسیسات جدید غنیسازی را تعطیل کند. اما اکنون ترامپ حق ایران برای ادامه غنیسازی اورانیوم با هدف صلحآمیز را پذیرفته است، به شرطی که سطح غنیسازی به ۳.۶۷ درصد کاهش یابد و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد.
همچنین رفع محدودیتهای نفتی به کاهش محدودیتهای بانکی، بیمهای و لجستیکی مرتبط با تجارت ایران نیاز دارد. میاد مالکی، مقام پیشین وزارت خزانهداری آمریکا، هشدار میدهد که «گسترش مجوزهای مربوط به معاملات مالی، زیرساخت تحریمهای نفتی و مالی آمریکا را که قدرتمندترین ابزار فشار اقتصادی علیه حکومت ایران است، تضعیف خواهد کرد».
آتشبس شکننده و مسائل به تعویق افتاده
نیویورک تایمز در تحلیلی دیگر مینویسد که این توافق تنها «ابهام موجود را برای ۶۰ روز تمدید کرده است»؛ دورهای که قرار است مذاکرات دقیق درباره سه موضوع اصلی آغاز شود: برنامه هستهای ایران، آینده تنگه هرمز و برنامه موشکهای بالستیک. سناء وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای مؤسسه چتم هاوس بریتانیا، ابراز نگرانی میکند که این توافق ممکن است بیشترین چیزی باشد که بتوان به آن دست یافت و عدم وجود یک توافق هستهای جدید «احتمالاً به معنای جنگهای بیشتر خواهد بود».
این روزنامه همچنین اشاره میکند که توافق هستهای سال ۲۰۱۵ حدود ۲۰ ماه مذاکره با حضور دهها کارشناس طول کشید؛ بنابراین رسیدن به یک توافق جامع در مدت ۶۰ روز غیرواقعبینانه به نظر میرسد. یکی از نگرانیهای اصلی اروپا نیز این است که حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا همچنان در ایران باقی میماند، نه اینکه مانند سال ۲۰۱۵ به خارج منتقل شود.
جنگ پرهزینه و نتایج محدود
هیئت تحریریه واشنگتن پست نیز میپرسد: «آیا جنگ ایران واقعاً پایان یافته است؟» و معتقد است که نتیجه نهایی کمتر از اهداف آمریکا بوده است. زیرا جنگ توان نظامی ایران را کاملاً نابود نکرد و طبق گزارشهای اطلاعاتی افشاشده، ایران حدود ۷۰ درصد از توان موشکی خود را حفظ کرده است. همچنین گروههای متحد تهران مانند حزبالله و حوثیها همچنان باقی ماندهاند.
در مقابل، آمریکا هزینه سنگینی پرداخت کرده است؛ ۱۳ سرباز آمریکایی کشته و حدود ۴۰۰ نفر زخمی شدند و ذخایر تسلیحاتی آمریکا به میزان زیادی مصرف شد. این جنگ همچنین بر روابط واشنگتن با متحدان اروپایی و کشورهای خلیج فارس تأثیر گذاشت و باعث افزایش تورم آمریکا به ۴.۲ درصد شد.
به گفته این روزنامه، ایران مجموعه گستردهای از امتیازات را به دست آورده است، از جمله: رفع محاصره دریایی، ازسرگیری صادرات نفت، آزادسازی داراییهایی به ارزش ۲۴ میلیارد دلار و مشارکت در صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری. در مقابل، «ایران به شکل قابل توجهی امتیازات کمی ارائه کرده است» و تنها اجازه داده آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز بهطور موقت در دوران مذاکرات برقرار باشد.
هویج بدون چماق
مجله اکونومیست معتقد است ترامپ «روی این شرطبندی کرده که ایران پول را بیشتر از نفوذ میخواهد» و این توافق را بر اساس اصل «هویج بدون چماق» توصیف میکند. این مجله میگوید ترامپ از بیشتر اهداف جنگی خود عقبنشینی کرده است: تغییر نظام ایران رخ نمیدهد؛ محدودیتی برای موشکهای بالستیک ایجاد نشده و حمایت ایران از متحدان منطقهایاش پایان نیافته است.
با وجود اینکه حکومت ایران اکنون «فرصتی بیسابقه برای مبادله جاهطلبیهای هستهای با پول و سرمایهگذاریها» دارد، از دید این مجله، احتمال موفقیت این شرطبندی محدود است. اکونومیست هشدار میدهد که رهبران ایران به آمریکا اعتماد ندارند و برنامه هستهای برای آنان جایگاه سیاسی و تضمین بازدارندگی راهبردی ایجاد میکند. در پایان، این مجله میگوید ترامپ همان اشتباه اصلی خود را تکرار میکند و یادآور میشود: «قاعده اول دیپلماسی این است که فرض نکنید رقیب شما همانطور فکر میکند که شما فکر میکنید.»



