اخبار اجتماعیاخبار سیاسیاخبار علم و فناوری

چین، پیروز پنهان میدان نبرد؟

چند ماه پس از آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران، وضعیت خاورمیانه دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، با دستیابی تهران و واشنگتن به یک تفاهمنامه پس از هفته‌ها مذاکره، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این تقابل، محدودیت‌های قدرت ایالات متحده را به وضوح نمایان کرده است.

در این میان، نقش دیپلماتیک چین به طور چشمگیری افزایش یافته است. این کشور با میزبانی از رهبران خارجی، خود را به عنوان حامی صلح معرفی کرده و حتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، اخیراً در نشست گروه هفت از رویکرد بی‌طرفانه شی جین‌پینگ تقدیر کرده و نقش او را در حل این بحران ستوده است. اقتصاد دوم جهان به واسطه ذخایر استراتژیک نفتی و سرمایه‌گذاری‌های کلان در انرژی‌های سبز، بحران انرژی ناشی از این جنگ را به مراتب بهتر از همسایگان خود مدیریت کرده است.

چین در این بحران با دقت بر لبه باریک دیپلماسی حرکت کرده است؛ از یک سو حملات به ایران را محکوم کرده و به خرید نفت از این کشور با وجود تحریم‌ها ادامه داده و از سوی دیگر، کانال‌های ارتباطی با تمامی طرف‌های درگیر را باز نگه داشته است. اگرچه پکن تمایلی به ایفای نقش «ضامن رسمی صلح» ندارد، اما با ارائه یک طرح صلح چهار ماده‌ای، تصویری از یک قدرت مسئولیت‌پذیر جهانی را به نمایش گذاشته است.

گزارش اخیر سی‌ان‌ان نشان می‌دهد که استراتژیست‌های چینی در حال بررسی این موضوع هستند که آیا این جنگ، «لحظه سوئز» ایالات متحده است؟ اصطلاحی که به از دست رفتن کنترل بریتانیا بر کانال سوئز در دهه ۱۹۵۰ و آغاز افول امپراتوری آن اشاره دارد. تحلیلگران در پکن بر این باورند که ناتوانی واشنگتن در پیروزی قاطع یا تشکیل یک ائتلاف منسجم غربی، نشانه‌هایی از فروپاشی سیستم ائتلاف جهانی به رهبری ایالات متحده است. به اعتقاد آن‌ها، این جنگ حتی قدرت بازدارندگی واشنگتن در قبال تایوان را نیز به شدت کاهش داده است.

با این حال، چین به دنبال تصاحب یک‌شبه جایگاه ایالات متحده نیست و تمایلی به استفاده از تاج پیروزی در یک جنگ دوردست ندارد. تحلیلگران چینی معتقدند که واشنگتن همچنان قدرتمندترین بازیگر خارجی در خاورمیانه است، اما هزینه حفظ این هژمونی به شدت افزایش یافته است. در این شرایط، پکن امیدوار است با ارائه یک مدل جایگزین مبتنی بر عدم مداخله و توسعه اقتصادی، جهان را یک قدم دیگر به سوی نظم «چندقطبی» و پایان دوران تک‌تازی ایالات متحده نزدیک‌تر کند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا