اخبار اقتصادیاخبار سیاسیاخبار علم و فناوریاخبار فرهنگی

ماشین ثروت‌اندوزی امویان؛ از دسیسه‌های قدرت تا احیای سنت‌های نوروزی

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، حجت الاسلام محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه، در پنجمین قسمت از سلسله مباحث تحلیل و بررسی اقتصاد سیاسی بنی‌امیه با عنوان «طلاخون»، به بررسی آثار الیگارشی سیاسی اقتصادی این حکومت بر زندگی مردم پرداخته است که جزئیات آن در ادامه ارائه می‌شود.

اقتصاد سیاسی بنی‌امیه بیشتر بر پایه یک باند اقتصادی-نظامی استوار بود که قدرت سیاسی را در انحصار خود و هم‌پیمانانش قرار داده بود، تا اینکه بر اساس اداره عادلانه جامعه شکل بگیرد. این ساختار قدرت، ماهیتی «ضد زندگی» داشت و به جای تأمین رفاه عمومی، به ابزاری برای استخراج ثروت از توده‌ها و انباشت سرمایه در دست اشرافیت حاکم تبدیل شده بود.

در این نظام، نه‌تنها تأمین اجتماعی وجود نداشت، بلکه سیاست‌ورزی به ابزاری برای گردش «پول‌های کثیف» و تثبیت منافع طبقه ممتاز تبدیل شده بود. یکی از بارزترین نمودهای این اقتصاد غارتگرانه، نظام مالیاتی تبعیض‌آمیز و قهقرایی آن بود. مالیات‌ها نه از اغنیا و خواص، بلکه از دوش فقرا و فرودستان برداشته می‌شد و اشرافیت از هرگونه معافیت مالیاتی برخوردار بودند.

معاویه بدعت‌های مالی خطرناکی را در این زمینه بنیان نهاد؛ از جمله اینکه مقرر شد در صورت قتل یک شهروند مسلمان، نیمی از دیه او به جای خانواده مقتول، مستقیماً به خزانه خلیفه واریز شود. همچنین، وضع مالیات بر ارث و حتی مالیات بر مهریه زنان نشان‌دهنده آن بود که این حکومت تمامی شئون زندگی و دارایی‌های مردم را هدف قرار داده بود تا از این طریق، منابع مالی لازم برای حفظ ماشین سرکوب و تجملات دربار را تأمین کند.

در کنار این فشارهای مالی، بنی‌امیه به مهندسی اجتماعی و فرهنگی نیز دست زدند که ریشه در طمع‌ورزی داشت. آنان با شکستن سنت حسنه «مهریه‌های سبک»، هزینه ازدواج را به شکل نجومی افزایش دادند تا از یک‌سو شکاف طبقاتی را در جامعه اشرافی تثبیت کنند و از سوی دیگر، با وضع مالیات بر همین مهریه‌های سنگین، جیب مردم را بیشتر خالی سازند.

در عرصه فرهنگی نیز پارادوکس عجیبی مشاهده می‌شود؛ حکومتی که نگاهی متعصبانه و تحقیرآمیز به عجم‌ها و موالی داشت و حتی اجازه سوارکاری و پیوستن به سواره‌نظام را به آنان نمی‌داد، ناگهان به احیای جشن‌های باستانی ایرانیان نظیر نوروز و مهرگان روی آورد. این اقدام نه از سر ارادت به فرهنگ ایرانی، بلکه به بهانه دریافت هدایا و خراج‌های کلان بود. چنانکه نقل شده است برخی حاکمان محلی سالیانه بالغ بر ۱۰ میلیون درهم به عنوان عیدی نوروز به خلیفه هدیه می‌دادند؛ رقمی که از هدایای اهدایی به شاهان ساسانی نیز بیشتر بود. معاویه حتی از بزرگان و کارگزاران خود نیز درخواست عیدی نوروز می‌کرد.

این در حالی است که حضرت علی (ع) پیش از آن، با ترویج ازدواج آسان و حذف این اشرافی‌گری‌ها، چهره‌ای متفاوت از حکومت اسلامی ارائه داده بود. این سنت غارتگرانه دریافت هدایای مناسبتی حتی در دوره عباسیان نیز ادامه یافت؛ به‌طوری که هارون‌الرشید از امام موسی بن جعفر (ع) درخواست حضور در مراسم جلوس نوروز کرد و آن حضرت به دلیل ماهیت ظالمانه و تحقیرآمیز این رسوم، از حضور امتناع ورزید.

شدت این استثمار به حدی بود که حتی در مکاتبات درون‌گروهی حاکمان نیز بازتاب می‌یافت. عبدالملک مروان در نامه‌ای به حجاج بن یوسف ثقفی می‌نویسد: «برای بی‌نوایان گوشت و استخوانی باقی بگذار و آن‌گونه مردم را ندوش.» با این حال، فشارهای طاقت‌فرسای مالیاتی و حیف‌ومیل بیت‌المال، دیری نپایید که جرقه‌های خشم عمومی را شعله‌ور ساخت. شورش‌های متعددی از جمله قیام مردم بصره در اعتراض به حذف سهم‌های بیت‌المال و یا شورش‌های سال ۷۵ هجری به دلیل فساد اقتصادی و غارت اموال عمومی، از پیامدهای اجتناب‌ناپذیر این سیستم بود.

در نهایت، اقتصاد سیاسی خصولتی و ضدحیات بنی‌امیه، اگرچه با سرکوب و بازی دادن توده‌ها مانع از پیروزی سریع این جنبش‌ها می‌شد، اما بذر فروپاشی و نارضایتی عمیقی را در پیکره جامعه کاشت که سرانجام به طوفانی ویرانگر علیه این سلسله تبدیل گردید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا