
طی هزاران سال، طاق به عنوان یک راهحل مهندسی شناخته میشد؛ روشی برای پوشش دهانهها، توزیع وزن و ساخت سازههای بزرگتر و مقاومتر. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که سازندگان یک آرامگاه در هلوان، مصر، در حدود سال ۳۰۰۰ پیش از میلاد، در حال آزمایش با تکنیکهای طاقسازی بودهاند. در سدههای بعد، شکل طاقمانند در سراسر مصر و بینالنهرین ظاهر شد و به عنوان پشتیبانی برای دروازهها، گذرگاهها و تالارها به کار رفت. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، با گذشت زمان، طاقها از عناصر سازهای پنهان به ویژگیهای بارز در معماری عمومی تبدیل شدند. حدود سال ۱۷۰۰ پیش از میلاد، سازندگان در تل دان، در منطقهای که امروزه اسرائیل نامیده میشود، سه طاق بلند از خشت خام ساختند. با این حال، با وجود عظمت آنها، این طاقهای شگفتانگیز همچنان بخشی از یک سازه بزرگتر بودند: دروازه دفاعی هفتمتری یکی از شهرهای مستحکم آن منطقه.
سپس رومیها کاری کردند که هیچ تمدن پیشین انجام نداده بود. مگی پاپکین، استاد تاریخ هنر در دانشگاه کیس وسترن رزرو و نویسنده کتاب «معماری پیروزی رومی»، اظهار میدارد: «سنتهای معماری پیشین از طاقها به عنوان بخشی از سازههای دیگر استفاده میکردند، اما این رومیها بودند که طاق را گرفتند و آن را به یادمانی مستقل تبدیل کردند. طاق پیروزی اختراعی منحصراً رومی است.» در دستان رومیها، طاق دیگر صرفاً عنصری سازهای نبود و به نشانهای شاخص و مستقل تبدیل شد. این طاقها که معمولاً با تندیسهای زراندود، کتیبهها و نقشبرجستهها تزئین میشدند، تجسمی از آن چیزی بودند که پاپکین آن را «علاقه پایدار روم ــ حتی میتوان گفت وسواس روم ــ به نظامیگری، حافظه تاریخی و رقابت سیاسی» مینامد.
نخستین طاقهای پیروزی به گفته لیوی، تاریخنگار روم باستان، در سال ۱۹۶ پیش از میلاد، سرداری به نام لوسیوس استرتینیوس از غنایم لشکرکشیهای نظامی خود در اسپانیا برای ساخت سه طاق مستقل استفاده کرد؛ طاقهایی که بسیاری از پژوهشگران آنها را نخستین نمونههای شناختهشده طاق پیروزی میدانند. اگرچه این سازهها مدتهاست از بین رفتهاند، لیوی ثبت کرده است که دو طاق در فوروم بواریوم، بازار پرجنبوجوش دام در روم، قرار داشتند و طاق سوم در سیرکوس ماکسیموس، ورزشگاه عظیم شهر برای مسابقات ارابهرانی، سر برافراشته بود.
پاپکین با اشاره به رژههای باشکوهی که سنا برای جشن بزرگترین پیروزیهای نظامی روم اجازه برگزاری آنها را میداد، میگوید: «این مکانها نقاط مهمی در مسیر حرکت دستههای پیروزی بودند.» در جریان یک مراسم پیروزی، سردار پیروز سوار بر ارابه از شهر عبور میکرد، گنجینههای بهغنیمتگرفتهشده و اسیران دشمن را به نمایش میگذاشت و سپس بر فراز تپه کاپیتولین قربانی تقدیم میکرد. نکته جالب این است که منابع باقیمانده هیچ اشارهای به برگزاری مراسم پیروزی برای استرتینیوس نکردهاند. با این حال، طاقهای او تضمین کردند که پیروزیهایش حتی بدون چنین مراسمی نیز گرامی داشته شود.
با گسترش روم در سراسر مدیترانه در دوران جنگهای پونی، از سال ۲۶۴ تا ۱۴۶ پیش از میلاد، مراسم پیروزی هرچه رایجتر شد؛ مراسمی که پیروزیهای بهدستآمده در سرزمینهای دوردستی چون کارتاژ، اسپانیا، گل و یونان را در برابر تماشاگران رومی جشن میگرفت. اما با آنکه مراسم پیروزی از بزرگترین افتخاراتی بود که یک سردار رومی میتوانست دریافت کند، خود این نمایش بسیار گذرا بود و معمولاً تنها یک روز دوام داشت. در حالی که طاقهای استرتینیوس شاید جایگزینی برای یک مراسم پیروزی بودند، برای فرماندهان دیگر، طاق شکوه پیروزی را پس از پایان رژه نیز تداوم میبخشید. برخی تاریخنگاران حتی معتقدند که طاقهای پیروزی از یکی از عناصر مشخص خودِ این آیین الهام گرفته بودند: «پورتا تریومفالیس»، دروازه آیینیای که سرداران پیروز در آغاز مراسم پیروزی از آن وارد روم میشدند.
حدود سال ۱۹۰ پیش از میلاد، اسکیپیو آفریکانوس طاقی بر فراز تپه کاپیتولین بنا کرد که بسیاری از تاریخنگاران آن را یادمانی برای پیروزیهای پیشین او در اسپانیا و کارتاژ میدانند. نزدیک به هفت دهه بعد، کوئینتوس فابیوس ماکسیموس طاق دیگری در انتهای شرقی فوروم روم ساخت تا پیروزی خود بر آلوبروژهای جنوب گل را گرامی بدارد. پاپکین میگوید: «طاقهای پیروزی یادمانهایی چشمگیر، عمومی و ماندگار بودند که برای مردانِ مشخص و خانوادههایشان افتخار میآوردند و برتریِ ادعایی روم را بر فرهنگها و مردمانی تبلیغ میکردند که در مسیر تبدیل شدنش به امپراتوری، آنها را فتح کرده بود. در دورانی پیش از آنکه چیزی شبیه رسانههای خبری مدرن ما وجود داشته باشد، این طاقها تقریباً مانند بیلبوردهایی بودند که خبر دستاوردهای نظامی روم را به ساکنان شهر میرساندند.
در دوران امپراتوری، ظهور امپراتوری روم، مسئله اینکه چه کسی میتوانست ادعای پیروزیهای نظامی را از آن خود کند و چه کسی حق گرامیداشت آنها را داشت، دگرگون ساخت. پاپکین میگوید: «در دوران جمهوریخواهی، سردارانِ خانوادههای مختلف برای کسب افتخار فرماندهی ارتش روم و ساختن یادمانهای پیروزی با یکدیگر رقابت میکردند. در دوران امپراتوری، امپراتور تمام این شکوه را انحصاری کرد.» پاپکین میافزاید: «این در حالی است که با وجود آنکه مراسم پیروزی بسیار بیشتری در دوران جمهوری برگزار میشد، طاقهای بسیار بیشتری در دوران امپراتوری ساخته شد؛ زیرا امپراتورها مشتاقانه میکوشیدند دستاوردهای نظامی خود را بزرگنمایی کنند، حکومت و دودمان خود را مشروعیت ببخشند و بر پیشینیان خود بچربند.
طاقهای امپراتوری هرچه باشکوهتر و عظیمتر میشدند و از ساخت آنها برای بقای جاودانگی استفاده میشد. این طاقها معمولاً از سنگ، بتن رومی یا مرمر تهیه میشدند، برخلاف طاقهای بیشتر چوبیِ دوره جمهوری. طاق تیتوس که در سال ۸۱ میلادی وقف شد، قدیمیترین طاق پیروزی امپراتوری بازمانده در روم است و پیروزی امپراتور در یهودیه را گرامی میدارد. این طاق با ارتفاعی حدود ۱۵ متر (۵۰ پا)، تقریباً به بلندی بسیاری از ساختمانهای بلند مسکونی روم میرسید و با نقشبرجستههای غنی و کندهکاریشدهای آراسته بود که سربازان رومی حامل غنایم معبد اورشلیم را به تصویر میکشید. تا اوایل قرن سوم، طاقها به ابزاری قدرتمند برای تبلیغات امپراتوری بدل شده بودند. طاق لوسیوس سیپتیوس سوروس، که در سال ۲۰۳ میلادی بنا شد و با ارتفاعی حدود ۲۳ متر (۷۵ پا) بالای فوروم روم برجستگی داشت، پیروزیهای امپراتور علیه اشکانیان را اعلام میکرد. با این حال، خودِ کمپینها دستاوردهای ماندگاری نداشتند و تنها سودِ اندکی در قلمرو، ثروت یا مزیت استراتژیک برای روم به همراه آوردند. طبق نظر پاپکین، این یادمان نشان میدهد که چگونه طاقهای امپراتوری میتوانستند پیروزیهای مبهم را به نمادهای ماندگارِ موفقیت نظامی تبدیل کنند.
طاق پیروزی نه تنها به عنوان یک فرم معماری، بلکه به مثابه یک نماد سیاسی نیز دوام شگفتانگیزی داشته است. از قوس پیروزی ناپلئون در پاریس تا قوس پیروزی پیونگیانگ، حاکمان بارها از الگوی رومی بهره گرفتهاند تا پیروزیهای نظامی را جشن بگیرند، رژیمهای خود را مشروعیت بخشند و حافظه عمومی را شکل دهند. پاپکین میگوید: «طاقها، هم در روم و هم امروز، قدرت ارائه روایتی خاص درباره فرمانروایان و دولتهای ملی را دارند، و لزوماً روایتهایی که نزدیکی دقیقی با واقعیت تاریخی دارند، نیستند.»



