
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، تفاهمنامه ۱۷ ژوئن (۲۷ خرداد ۱۴۰۵) میان ایالات متحده و ایران، به وضوح نشاندهنده شکست دکترین نظامی غرب در خلیجفارس و ناتوانی کارزار نظامی و تحریم اقتصادی در تسلیم کردن ایران است.
براساس تحلیلهای وبسایت بینالمللی The Conversation، این توافق به عنوان یک چرخش ژئوپلیتیک بیسابقه در تاریخ معاصر ثبت شده و خط بطلانی بر بلندپروازیهای ائتلاف واشنگتن و تلآویو کشیده است. این رسانه معتبر دانشگاهی تأکید میکند که تهاجم نظامی همهجانبه بهمنظور نابودی برنامههای هستهای و موشکی ایران و قطع حمایت از گروههای منطقهای نظیر حزبالله، حوثیها و حماس آغاز شده بود. اما پایداری ساختار دفاعی ایران و حفظ عمق استراتژیک آن، این کارزار پرهزینه را برای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به یک فاجعه استراتژیک تبدیل کرد.
واقعیتهای میدانی و حملات تلافیجویانه پهپادی و موشکی ایران در سراسر منطقه، به سرعت ادعاهای غرب مبنی بر درهمشکستن ماشین نظامی ایران را رسوا ساخت و ثابت کرد که راهکار نظامی، توهمی مرگبار بیش نیست.
در بعد دیپلماتیک و حقوقی، تحلیلگران The Conversation بر این باورند که مفاد این تفاهمنامه نشاندهنده عقبنشینی آشکار واشنگتن و پذیرش ایران به عنوان یک قدرت مستقل و برابر در عرصه بینالمللی است. چارچوب تعهدآور این سند، ایالات متحده را ملزم به احترام به تمامیت ارضی ایران و پرهیز از هرگونه مداخله داخلی میکند؛ این امر بهنوعی پذیرش حقوقی و رسمی از بقای دائمی جمهوری اسلامی است که یادآور توافقنامه تاریخی ۱۹۸۱ الجزایر میباشد.
این عقبنشینی به حدی پیش رفت که ترامپ در نشست گروه هفت بهصراحت اعلام کرد که هرگز به دنبال تغییر رژیم در تهران نبوده و تیم مذاکرهکنندگان ایرانی را قدرتمند، هوشمند و منطقی توصیف کرد؛ اعترافی که ابعاد عمیق این تسلیم دیپلماتیک را روشنتر میسازد.
این گزارش در بررسی موازنه اقتصادی و منطقهای، دستاوردهای بازدارندگی ایران را بیسابقه میداند. اعطای امتیازات کلانی، از جمله لغو فوری محاصره دریایی، صدور معافیتهای خزانهداری برای صادرات نفت خام، آزادسازی یکصد میلیارد دلار داراییهای مسدودشده و تأسیس صندوق بازسازی سیصد میلیارد دلاری، تأیید میکند که دکترین محاصره و فشارهای اقتصادی در برابر استراتژی بازدارندگی نامتقارن تهران و تهدید فلجکننده انسداد تنگه هرمز بهطور کامل شکست خورده است.
در پایان، The Conversation تصریح میکند که حیرتانگیزترین جنبه این توافق، نادیده گرفته شدن محدودیتهای کلیدی علیه تهران است؛ زیرا هیچ الزام قانونی برای برچیدن برنامه موشکهای بالستیک ایران یا قطع روابط استراتژیک با گروههای نیابتی در آن وجود ندارد. همچنین، تسری این آتشبس به تمامی جبههها و توقف کامل درگیریها در لبنان، برنامههای امنیتی نتانیاهو را با چالشی ویرانگر مواجه کرده است. این رویداد تاریخی محدودیتهای عریان قدرت عملیاتی آمریکا و اسرائیل را اثبات کرده و نشان میدهد که نظم جهانی به سرعت در حال گذار به یک سیستم چندقطبی و پساغربی است؛ عصری که در آن لفاظیهای پوشالی ابرقدرتها چارهای جز تسلیم در برابر ضرورتهای سازش دیپلماتیک ندارند.



