
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، روزنامه فرهیختگان در گزارشی نوشت: برای روشنسازی و تبیین اهمیت این پیام و تأثیر آن بر صحنه سیاست داخلی و خارجی کشور، نکات قابل توجهی وجود دارد که بهطور خلاصه در این متن مرور میشود:
نخست. پیام رهبری در ابتدا بهعنوان یک شاخص مهم در درک نظر مقام اول حاکمیت عمل کرد و نشان داد که مجوز امضای تفاهمنامه بهصورت «مشروط» صادر شده است. در سایه تبلیغات شدید دشمن از ۹ اسفند ۱۴۰۴ که سعی داشتند القا کنند که با فقدان رهبری در اداره کشور مواجه هستیم، پیام اخیر نشاندهنده تسلط ایشان بر اوضاع بود. همچنین، میزان صراحت و صداقت بالای پیام که تفاوت نظری ایشان درباره تفاهمنامه را نمایان میسازد، به «اعتمادبهنفس» رهبری در مدیریت امور وابسته است و مجوز «مشروط» و بیان آن با مردم نیز بر این اساس استوار است.
دوم. نمیتوان پیام رهبر انقلاب درباره تفاوت نظر در مورد تفاهمنامه را دستمایه وحدتشکنی قرار داد، زیرا ایشان پیشتر بهصورت قطعی، تبدیل «اختلافات موجه به تفرقه و شکاف» را مردود اعلام کردهاند. به همین دلیل، آیتالله خامنهای واسطهها را برای بیان نظر خود حذف و تصریح کردند که به تعهد رئیسجمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی اعتماد دارند. بیاعتمادی اگر وجود داشته باشد، به طرف مقابل این تفاهمنامه یعنی آمریکاست. بنابراین، باید با پذیرش تمامی ابعاد نظر رهبری، از ایشان دفاع کنیم و همانقدر که از رئیسجمهور و رئیس مجلس بهعنوان دو مسئول مستقیم مذاکرات انتظار مسئولیتپذیری داریم، خود نیز در مقام مطالبه، مسئولیتپذیر باشیم و اختلافات حتی موجه را به تفرقه تبدیل نکنیم. همانطور که رهبری «مسئولین امر» را دارای «حسن نظر» معرفی میکنند تا نسبت رهبری انقلاب با مسئولان بهروشنی مشخص شود. این روشنگری صادقانه فرصتی برای مدافعان و منتقدان تفاهم فراهم میآورد.
سوم. پیام رهبری بهطور علنی دوگانهای خطرناک را مردود کرد که یک طرف آن متن تفاهم را «عین نظر رهبری» و طرف دیگر آن را «تحمیل به رهبری» معرفی میکرد. طرف اول با عبارت «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم» رد شد و طرف دوم با عبارت «از باب تعهدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر نمودم.» در بخش دوم، رهبری از «مجوز مشروط» برای امضای تفاهمنامه خبر میدهند که باید در چهارچوب مورد قبول ایشان باشد. همچنین، فردی با قدرت آیتالله خامنهای هرگز زیر بار تحمیل نمیرود؛ در همین پیام به ملت ایران اعلام کردند که در صورت عبور دشمن از شروط تعیینشده، مجوز قبلی لغو میشود وگرنه نیازی به درمیان گذاشتن آن با ملت نبود.
چهارم. از موضع عقل انقلابی که در نهاد ولیفقیه ظهور میکند، آیتالله سیدمجتبی خامنهای ابزار فشار به مذاکرهکننده ایرانی را از دشمن آمریکایی گرفتند، زیرا دولت آمریکا در چند دهه اخیر نشان داده که اگر طرف مقابل را محتاج و تشنه یک توافق ببیند، آن را دور از دسترس قرار میدهد و بازیای بیپایان ترتیب میدهد. حالا با موضع اصولی رهبری ایران، آمریکاییها میدانند که مذاکرهکننده ایرانی نهتنها نمیخواهد به هر قیمتی توافق کند، بلکه اگر «توافق خوب» از حیث منافع ملی ایران ممکن نباشد، تعهد به توقف مسیر داده است. در این نقطه، اگر منتقدان میخواهند تحولات پیشرو منطبق با نظر رهبری پیش برود، باید معیارهای یک «توافق خوب» شدنی را تکرار و مطالبه کنند، نه اینکه هرگونه «توافق نکردن» را بهعنوان معیار قرار دهند. نکته اخیر برآمده از این پیشفرض مهم است که هم مدافعان و هم منتقدان، ایران را در فرامتن جنگ پیروز میدان میدانند و باید تلاش شود در «متن نهایی» این پیروزی ثبت شود. به عبارتی، اتصال پیروزی ایران در میدان به میز مذاکره میتواند در یک «توافق خوب» بروز پیدا کند و شروط رهبری برای توافق خوب نیز بهروشنی مشخص است.



