
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، ایرج حجازی، نویسنده و پژوهشگر دین و رسانه، در سخنانی به بررسی زمانهای خاص تاریخ پرداخته و اشاره میکند که برخی رخدادهای بزرگ، زمان را از حالت عادی خود خارج کرده و قداست میبخشند. محرم، نمونهای بارز از چنین تحولاتی است. در روایتی تأثیرگذار، امام رضا (ع) در گفتوگویی با ابنشبیب، به عمق عاشورا اشاره میکنند. ایشان با یادآوری ارتباط این روز با استجابت دعاهای انبیای الهی، میفرمایند: امروز همان روزی است که زکریا روزه گرفت و خداوند یحیی را به او عطا کرد؛ بنابراین هر کس در این روز روزه بگیرد، در حریم استجابت الهی قرار خواهد گرفت. بر اساس روایت مهر، امام (ع) با ترسیم تقابل میان جاهلیت و امت پیمانشکن، بیان میکنند: محرم ماهی است که حتی عرب جاهلی نیز حرمت آن را رعایت میکرد؛ اما این امت نه تنها حرمت این ماه را نگه نداشتند، بلکه پاسدار حریم نبی مکرم (ص) نیز نبودند. ذریهاش، سیدالشهدا (ع) را به مسلخ بردند، خیمهگاهش را غارت کردند و اهل بیتش را به اسارت گرفتند؛ خداوند هرگز بر آنان نبخشاید.
در ادامه، حضرت ثامنالحجج (ع) با اشاره به عظمت این سوگ که کائنات را تحت تأثیر قرار داده است، به ابنشبیب یادآور میشوند: «ای ابنشبیب! اگر بغضت برای گریستن بر چیزی شکست، تنها بر حسین (ع) گریه کن که فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ (همانا او را ذبح کردند، آنگونه که گوسفند را سر میبرند) و هجده سلحشور بیهمتای بنیهاشم در کنارش قربانی مسلخ عشق شدند. بر این مصیبت، آسمانها و زمین خون گریستند.» پس از ترسیم این تصویر شکوهمند، امام رضا (ع) پنج دستورالعمل را برای «سلوک عاشورایی» ارائه میدهند؛ منشوری که اگرچه نقطه آغازش محرم است، اما نقشه راهی برای تمام زندگی انسان سالک به شمار میرود:
گام نخست: گریه بر سیدالشهدا (ع)؛ حضرت میفرمایند: «ای فرزند شبیب! اگر بر سیدالشهدا (ع) چنان گریستی که اشکت بر گونههایت جاری شد، خداوند هر گناهی که مرتکب شدهای ـ کوچک یا بزرگ، کم یا زیاد ـ را میآمرزد.»
گام دوم: زیارت؛ در این مرحله، امام (ع) راهکار اتصال مستقیم به منبع طهارت را بیان کرده و میفرمایند: «اگر میخواهی خداوند را ملاقات کنی در حالی که هیچ گناهی نداشته باشی، سیدالشهدا (ع) را زیارت کن.»
گام سوم: مرزبندی با جبهه حق و باطل؛ امام (ع) در این مرحله، اهمیت فاصلهگذاری دقیق با جریان باطل را یادآور میشوند و میفرمایند: «اگر شادمان میشوی که در غرفههای بهشت، در جوار نبی مکرم اسلام (ص) ساکن باشی، لعن بر قاتلان سیدالشهدا (ع) را هرگز ترک مکن.»
گام چهارم: آرزوی شهادت؛ امام رضا (ع) راهی برای اتصال به کاروان کربلا در زمانهای مختلف میگشایند: «اگر میخواهی از ثوابی همتراز با شهدای کربلا بهرهمند گردی، هر زمان که سیدالشهدا (ع) را یاد کردی، عرض حاجت کن و بگو: “یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً” (ای کاش من نیز با آنان بودم و به رستگاری و فوز عظیم شهادت نائل میشدم).»
گام پنجم: پیوند عاطفی با اهل بیت (ع)؛ در آخرین گام از این منشور سلوکی، حضرت میفرمایند: «اگر دوست داری در بهشت برین در درجات ما باشی، غصه و شادیات را از ما جدا مکن. آنجا که ما شادمانیم، شاد باش و آنجا که ما اندوهگینیم، اندوهگین باش.» (بحارالأنوار ج ۴۴ص ۲۸۵) تأمل در این پنج فرمان نشان میدهد که ما با یک نظام منسجم معرفتی و انسانساز مواجهیم. در این فرآیند روحانی، «گریه» و «زیارت» کیمیایی هستند که زنگار روزمرگی را از جان سالک زدوده و او را برای مقام لقاءالله آماده میسازند. اما این سلوک در بُعد فردی متوقف نمیشود؛ و با دستور لعن و برائت، هویتی حماسی و کنشگرانه مییابد. در این مکتب، لعن نوعی «فاصلهگذاری استراتژیک» در میدان پرآشوب «نبرد روایتها» است تا سالک، خط سیر خود را از جریان ظلم و تباهی جدا سازد. در گامهای فراتر، اراده و تمنای صادقانه برای شهادت در کنار پیوند عاطفی با اهل بیت (ع)، مرزهای موهوم زمان و مکان را در هم میشکند و انسان امروز را در هندسه یاران عاشورایی جانمایی میکند. حضرت ثامنالحجج (ع) در پایان این روایت، راز بزرگ این منشور سلوکی را در کلیدواژه «ولایت» تجمیع کرده و میفرمایند: *تلاش کن تا خود را به ولایت ما گره بزنی؛ چرا که اگر کسی حتی سنگی را دوست بدارد، با همان محشور خواهد شد.* در این مکتب متعالی، ولایت حاصل از این پیوند عاطفی، همان کشتی نجاتی است که انسان سرگشته را از طوفانهای سهمگین تاریخ به ساحل رستگاری رهنمون میسازد.



