
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، دکتر سید حسن عادلی و دکتر محمدعلی گل، اعضای هیأت مدیره جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات، در روزنامه اطلاعات اعلام کردند که برای کنترل و کاهش مصرف دخانیات، بسیاری از کشورها مالیات بالایی بر این محصولات وضع کرده و درآمد حاصل از آن را صرف بهبود سلامت مردم میکنند. اما به گفته آنها، ایران پایینترین نرخ مالیات بر دخانیات را در مقایسه با استاندارد جهانی دارد. این در حالی است که قوانین مالیاتی موجود در کشور به نفع شرکتهای خارجی تولیدکننده سیگار تنظیم شده و ابهامات در نحوه اخذ مالیات در صنعت دخانیات موجب افزایش نفوذ این شرکتها در بازار شده است.
گزارشها نشان میدهد که شرکتهای خارجی با دور زدن قانون ارزشافزوده، برندهای خود را به نام شرکتهای صوری ایرانی ثبت کرده و به این ترتیب عوارض و مالیات مشابه شرکتهای داخلی را پرداخت میکنند. گردش مالی سالانه صنعت دخانیات در ایران بیش از ۹۰هزار میلیارد تومان برآورد میشود، اما بخش عمده این درآمد به جیب شرکتهای خارجی میرود و تنها هزینههای درمان بیماریهای ناشی از استعمال دخانیات بر عهده مردم است.
تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران در طول بیش از چهار دهه گذشته دامنه وسیعی داشته و شامل صنایع مختلفی از جمله نفت، گاز، پتروشیمی، نظامی، بانکی و حتی داروهای حیاتی و تجهیزات پزشکی میشود. با این حال، در میان این تحریمها، صنعت دخانیات بهطور عجیبی از شمول تحریمها مستثنی شده است. این موضوع نیازمند بررسی دقیق و چندلایهای است تا روشن شود چگونه محصولات دخانی شرکتهای آمریکایی، با وجود روابط خصمانه، نه تنها تحریم نشدهاند بلکه بهطور رسمی در ایران تولید و به فروش میرسند.
برای درک این موضوع، باید ابعاد مختلف این تناقض را بررسی کرده و اهداف پنهان پشت این سیاست بهظاهر متناقض را شفاف کرد. در این زمینه، چند نکته قابل تأمل وجود دارد: ۱. تحریمهای فراگیر و غیبت دخانیات در فهرست تحریمهای آمریکا علیه ایران، بهویژه پس از خروج یکجانبه واشنگتن از برجام در سال ۲۰۱۸، تقریباً تمامی بخشهای حیاتی اقتصاد ایران را هدف قرار داده است. از صادرات نفت خام تا مبادلات بانکی و واردات مواد اولیه دارویی، همه مشمول تحریمهای ظالمانه آمریکا هستند. هدف این تحریمها فلج کردن اقتصاد ایران و وادار کردن دولت به تغییر رفتار در سیاستهای خارجی و دفاعی است؛ اما در این میان، یک جای خالی بزرگ وجود دارد: محصولات دخانی.
مقامات آمریکایی با استناد به این استدلال که «تجارت خارجی محصولات کشاورزی و دارو برای ایران تحریم نشده»، صنعت دخانیات را در زمره اقلام بشردوستانه قرار دادهاند. این در حالی است که هیچ نهاد بینالمللی بهداشتی، سیگار و محصولات دخانی را در زمره اقلام بشردوستانه یا دارویی طبقهبندی نمیکند. برعکس، سازمان جهانی بهداشت دخانیات را بزرگترین تهدید قابلپیشگیری برای سلامت عمومی در جهان میداند. بر اساس گزارشهای رسمی، وزارت خزانهداری آمریکا در یک دهه گذشته نزدیک به ۱۰ هزار مجوز ویژه به شرکتهای آمریکایی اعطا کرده تا بتوانند کالاهای خود را به ایران صادر کنند. بخش قابلتوجهی از این مجوزها به شرکتهای دخانیات اختصاص یافته که تحت پوشش «کالاهای بشردوستانه» به فعالیت خود در بازار ایران ادامه میدهند.
در همین راستا، تحلیلی از وضعیت بازار دخانیات ایران نشان میدهد که در روز هجدهم اردیبهشت، شاهد اجرای دومین تئاتر آمریکا طی شش روز اخیر بودیم که هدف آن عقب راندن ایران از تنگه هرمز بود. این تئاتر بهگونهای طراحی شده که نشان دهد آمریکا در حال انجام اقداماتی است، در حالی که واقعیت این است که این اقدامات به دلیل فقدان دستاوردهای ملموس، به یک نمایش تبدیل شده است. در این میان، یک مؤسسه آمریکایی به انهدام سنگین مقر سرفرماندهی دریایی آمریکا در منامه اشاره کرده و اعلام کرده که دفتر کار آن به ایالت فلوریدا منتقل شده است.
این در حالی است که دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) مجوزهای ویژهای تحت عنوان «مجوزهای عملیات ایران» برای شرکتهای بزرگ دخانیات صادر کرده است. به این ترتیب، در حالی که واردات داروهای حیاتی برای بیماران خاص با دشواریهای فراوان و هزینههای گزاف مواجه است، محمولههای توتون و تنباکوی آمریکایی و بریتانیایی بدون هیچ مانعی از گمرکات ایران عبور میکنند. این تناقض آشکار، پرسشهای جدی را درباره ماهیت واقعی تحریمها و اهداف پنهان آنها مطرح میسازد. چگونه میتوان پذیرفت که دارو و تجهیزات پزشکی مشمول تحریم باشند، اما سیگارهای سرطانزای آمریکایی از شمول تحریمها معاف شوند؟
دکتر محمدرضا مسجدی، دبیرکل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران، در اینباره میگوید: «۴۰ سال است که در کشور ما همهچیز را تحریم میکنند، اما آمریکا هیچ کمپانی را که سیگار و تنباکو به ایران میفرستد، مورد بازخواست قرار نمیدهد». این اظهارنظر، عمق تناقض موجود در سیاست تحریمی آمریکا را آشکار میسازد. ۲. حضور رسمی برندهای آمریکایی در بازار ایران: با مصرف سالانه حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیارد نخ سیگار، بازار دخانیات ایران یکی از پرسودترین بازارهای منطقه خاورمیانه محسوب میشود. ارزش مالی این بازار بر اساس برآوردهای کارشناسی، سالانه بیش از ۴ میلیارد دلار است. نکته جالب این است که برخلاف تصور عمومی، بخش عمدهای از این بازار نه در اختیار تولیدکنندگان داخلی، بلکه در دست شرکتهای چندملیتی دخانیات قرار دارد.
در سال ۱۳۸۸، شرکت دخانیات ایران رسماً از آغاز تولید سیگار «وینستون» در ایران خبر داد. محمود ابطحی، مدیرعامل وقت شرکت دخانیات ایران، اعلام کرد که حق انحصاری تولید این برند آمریکایی با یک شرکت ژاپنی است و تولید آن با سرمایهگذاری مشترک در مجتمع دخانیات رشت صورت میگیرد. برند وینستون که در حال حاضر متعلق به شرکت JTI، زیرمجموعهای از کمپانی آمریکایی R.J. Reynolds است، با سهم سالانه حدود ۳ میلیارد دلار، پرفروشترین برند سیگار در ایران به شمار میرود. در کنار وینستون، برندهای آمریکایی دیگری نیز در بازار ایران حضور رسمی دارند. «کنت» و «مونتانا» از دیگر برندهای محبوبی هستند که توسط شرکتهای خارجی در داخل ایران تولید میشوند. این برندها متعلق به شرکت بریتیش امریکن توباکو (BAT) هستند که یکی از بزرگترین غولهای دخانیات جهان است. همچنین، گزارشها حاکی از آن است که سیگار «مارلبورو» (متعلق به شرکت فیلیپ موریس آمریکا) نیز با سهم سالانه نزدیک به ۱ میلیارد دلار در بازار ایران حضور دارد. در سال ۱۳۹۳، وزیر صنعت، معدن و تجارت ایران رسماً صدور مجوز برای فعالیت شرکت فیلیپ موریس، تولیدکننده مارلبورو، در ایران را تأیید کرد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، دو شرکت خارجی یعنی JTI و BAT رویهمرفته حدود ۸۰ درصد از بازار سیگار ایران را در اختیار دارند. این آمار حیرتانگیز نشان میدهد که بازار دخانیات ایران عملاً در انحصار چند شرکت چندملیتی است که بسیاری از آنها ریشه در آمریکا و بریتانیا دارند.
نکته جالبتوجه این است که این شرکتها نه از طریق قاچاق، بلکه بهصورت کاملاً قانونی و با مجوز رسمی دولت ایران و همچنین با چراغ سبز دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا (OFAC) در ایران فعالیت میکنند. بهزاد خسروی آدینهوند، کارشناس حوزه دخانیات، با اشاره به حضور شرکتهای ژاپنی و کرهای در بازار ایران میگوید: «شرکتهایی از ژاپن و کره جنوبی حدود ۱۵۰ میلیون دلار در یک سال در تولید سیگار و فرآوری توتون در ایران تحت لیسانسهایی که از سوی شرکتهای آمریکایی و انگلیسی صادر شده، سرمایهگذاری کردهاند». این سرمایهگذاریها در حالی صورت میگیرد که همین شرکتها از سرمایهگذاری در صنایع حیاتی مانند داروسازی و خودروسازی ایران، به بهانه ترس از تحریمهای آمریکا، خودداری میکنند.
۳. تحلیل اهداف پنهان: چرا دخانیات تحریم نیست؟ در نگاه نخست، معافیت صنعت دخانیات از تحریمها را میتوان به نفوذ و قدرت لابی قدرتمند شرکتهای دخانیات در ساختار سیاسی آمریکا نسبت داد. این لابی که سالانه میلیونها دلار صرف نفوذ در کنگره و دولت آمریکا میکند، با اصرار و پافشاری توانسته است معافیت محصولات دخانی از شمول تحریمهای ایران را از کنگره اخذ کند؛ اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که این معافیت، ریشه در اهداف راهبردی عمیقتری دارد که میتوان آنها را در چند محور اصلی دستهبندی کرد. ۳-۱. تحلیل ذخایر ارزی و تشدید بحران اقتصادی ریچارد نفیو، معمار تحریمهای آمریکا علیه ایران و نویسنده کتاب «هنر تحریمها»، در بخشی از کتاب خود به نکتهای کلیدی اشاره میکند: «کالاهایی از تحریمها معاف شدهاند که میتوانند ذخیره ارزی ایران را تحلیل ببرند». این اعتراف صریح، یکی از مهمترین اهداف پنهان در پس معافیت دخانیات از تحریمها را آشکار میسازد. ایران سالانه مقادیر قابلتوجهی ارز برای واردات توتون، کاغذ سیگار و سایر مواد اولیه صنعت دخانیات هزینه میکند. بر اساس گزارشها، «مافیای دخانیات بهغیراز واردات ۱۷۰ میلیون دلاری توتون، با ارز دولتی ۱۶ میلیون دلار هم کاغذ سیگار وارد کرده است». از سوی دیگر، سود حاصل از فروش این محصولات نیز عمدتاً به جیب شرکتهای خارجی سرازیر میشود. دبیرکل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران اعلام کرده است که ۷۰ درصد فروش سیگار در ایران به جیب خارجیها میرود. این در حالی است که سهم دولت ایران از درآمدهای این صنعت، علیرغم مالیاتهای وضعشده، بسیار ناچیز است. بهاینترتیب، معافیت دخانیات از تحریمها در واقع یک تله اقتصادی هوشمندانه است: از یکسو، ایران مجبور بهصرف ارز برای واردات مواد اولیه موردنیاز این صنعت است و از سوی دیگر، بخش عمده سود حاصل از فروش محصول نهایی نیز از کشور خارج میشود. نتیجه خالص این معادله، خروج مستمر ارز از کشور و تشدید فشار بر ذخایر ارزی ایران است؛ هدفی که دقیقاً در راستای سیاست «فشار حداکثری» آمریکا قرار دارد.
۳-۲. تخریب هدفمند سلامت عمومی و تحمیل هزینههای بلندمدت: دخانیات، بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، سالانه موجب مرگ بیش از ۸ میلیون نفر در سراسر جهان میشود. در ایران نیز آمارها نگرانکننده است: مصرف سالانه ۷۰ تا ۸۰ میلیارد نخ سیگار، حدود ۱۳ میلیون مصرفکننده دخانیات و مرگ سالانه بیش از ۵۰ هزار نفر بر اثر بیماریهای مرتبط با استعمال دخانیات. هزینههای درمانی مستقیم ناشی از بیماریهای مرتبط با سیگار در ایران سالانه بیش از ۲.۵ میلیارد دلار برآورد میشود. عضو کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی با انتقاد از این وضعیت میگوید: «آمریکا حتی داروی موردنیاز خانوادهها و تجهیزات پزشکی را تحریم کرده اما میگوید سیگار بکشید چون انواع بیماری قلبی و عروقی و سرطان را به دنبال دارد». این اظهارنظر، ماهیت متناقض و ریاکارانه سیاست تحریمی آمریکا را بهخوبی نشان میدهد. درحالیکه داروهای حیاتی بیماران خاص به دلیل تحریمها با کمبود و گرانی مواجه است، سیگارهای سرطانزای آمریکایی بهوفور و با قیمتهای رقابتی در دسترس مصرفکنندگان ایرانی قرار دارد. این سیاست را میتوان مصداق بارز «جنگ بیولوژیک خاموش» علیه ملت ایران دانست. آمریکا با تسهیل دسترسی ایرانیان به محصولات دخانی و درعینحال تحریم داروهای حیاتی، بهنوعی به تخریب سلامت عمومی و تحمیل هزینههای بلندمدت بر جامعه ایرانی کمک میکند.



