اخبار روزاخبار سیاسی

شمارش معکوس برای توافق و آینده ایران پس از آن

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، شمارش معکوس برای دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا در کشوری ثالث، به احتمال زیاد سوئیس، آغاز شده است. دونالد ترامپ اعلام کرده که خود نمی‌تواند در نشست توافق شرکت کند، اما معاون او، که به اشتباه در ایران به عنوان معاون اول معرفی می‌شود، امضا خواهد کرد. در این صورت، محمد رضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور ایران، گزینه محتملی است به دو دلیل: نخست اینکه او همتای ونس است و دوم اینکه اگر محمد باقر قالیباف در این نشست حضور یابد، آمریکایی‌ها اطمینان بیشتری پیدا خواهند کرد، اما به دلیل اینکه او رئیس مجلس است، این امر به منزله تأیید مجلس تلقی می‌شود و این موضوع مورد رضایت نمایندگان نیست. تندروهای حامی ادامه تنش نیز در این زمینه نظر دارند. دیگر نمایندگان نیز به این دلیل که مجلس عملاً تعطیل است، با این وضعیت موافق نیستند (هرچند در تبلیغات رسمی بر فعالیت کمیسیون‌ها تأکید دارند، اما مجلس را با صحن و جلسات علنی و گفت‌وگوهای تالار اصلی می‌شناسند، نه کمیسیون و اظهار نظر نماینده در فضای مجازی).

توافق، بهترین گزینه است، هرچند که به معنای صلح میان ایران و آمریکا نیست و در این زمینه نباید شتاب کرد. توافق، به معنای جام زهر نیز نیست، زیرا بر خلاف جنگ ایران و عراق که هدف آن تنبیه متجاوز و سرنگونی صدام حسین و حزب بعث تعیین شده بود، در اینجا هیچ‌کس نگفته که تا نابودی آمریکا و حتی اسرائیل جنگ را ادامه می‌دهیم یا برای همیشه تنگه هرمز را می‌بندیم. از نابودی اسرائیل نیز اگر سخنی به میان آمده، به عنوان سرنوشتی محتوم بوده و نه اینکه ایران برای خود چنین مأموریتی قائل باشد یا هدف جنگ همین باشد. تنگه هرمز نیز ابزاری در جنگ بود و همچنان بستن آن در اختیار ایران است.

هدف ترامپ چه بود؟ اجرای مدل ونزوئلا و تغییر سریع حکومت و انتقال ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده. وقتی هیچ‌یک از این دو هدف محقق نشده، او بر روی عدم ساخت سلاح هسته‌ای تأکید دارد و گشایش تنگه هرمز و این دو را دستاورد می‌داند، در حالی که بستن دائمی تنگه و ساخت سلاح در دستور کار نبوده و به آن دو هدف نرسیده است.

برخی معتقدند که ترامپ از این جنگ دیوانه‌وار و لاف گزاف‌ها که او را نزد جهانیان بی‌آبرو و رسوا کرد، دو هدف شخصی را دنبال می‌کرد: یکی انتقام از آیت‌الله خامنه‌ای که ترامپ را لایق پاسخ نمی‌دانست و درست در ۷ سال پیش به شیزوآبه، نخست‌وزیر وقت ژاپن، که پیام ترامپ را آورده بود، تصریح کرد که “شایسته هیچ پیامی نیست. پاسخی به او ندارم”. آبه نیز پاکت نامه را زیر ران پای خود گذاشت که تحقیر آشکار ترامپ بود و برخی مدعی‌اند که ترامپ کینه آبه را به دل گرفت و ترور او در ۱۷ تیر ۱۴۰۱ را به نقشه آمریکا نسبت می‌دهند، جدا از اینکه می‌دانیم او به دنبال احیای ارتش ژاپن نیز بود.

هدف شخصی دیگر این بود که به باراک اوباما ثابت کند توافقی که او با ایران امضا می‌کند، بهتر از برجام است که اوباما امضا کرده بود. بدون شک، خشم ترامپ از برجام مانند نتانیاهو و تندروهای داخلی است و او تمام تلاش خود را به کار بست تا آن را از بین ببرد، اما این جنبه سلبی بود و نیاز به بخش ایجابی هم داشت. با این حال، اگر توافق هم امضا شود، برجام همچنان مهم‌ترین سند خواهد بود و در آینده‌ای بدون ترامپ قابل احیا است.

مخالفان توافق به دو دسته تقسیم می‌شوند: نخست کسانی که به لحاظ عاطفی نمی‌توانند بپذیرند که با قاتلین رهبران و فرماندهان توافق شود. این امر از نظر عاطفی قابل درک است، اما کافی است جملات مشهور امام خمینی درباره ضرورت حفظ نظام را به یاد بیاورند تا جایی که در یکی از شگفت‌آورترین‌ها، حفظ نظام را از جان امام زمان هم مهم‌تر دانستند.

دوم گروهی که به جنگ مستمر باور دارند و این جنگ را آغاز جنگی تمدنی می‌دانند. در این زمینه نیز باید گفت یک ملت ۹۰ میلیونی نمی‌تواند هزینه تحقق رؤیاها یا ایده‌های آقای میرباقری را بپردازد. کافی است به یاد آوریم که حسین بن علی علیه‌السلام دیگران را به مقاومت وانداشت و حتی شوهر خواهر خود را شماتت نکرد که چرا همراه او نرفت یا می‌دانیم که در تاریکی شب عاشورا بیعت خود را برداشت و حتی نگفت که حساب‌مان در قیامت و عذاب وجدان نداد.

به تعبیر زیبای مرحوم محمد تقی جعفری، حسین، شهید اختیار است: “هیچ کس اختیار را مثل حسین بن علی ثابت نکرد و حتی نگفت اگر بروید روز قیامت مسؤول‌اید.” آقای میرباقری اختیار خود را دارد و می‌تواند به هر شکل که خواست مبارزه کند تا به شهادت برسد یا نرسد، اما اختیار ملت ۹۰ میلیونی را ندارد و حتی مردم استانی که به نمایندگی از آنها در خبرگان شرکت دارد نیز به او وکالت نداده‌اند که برای جنگ و صلح تصمیم بگیرد.

مخالفان توافق نباید سرخورده شوند. سرخوردگی را باید برای اینترنشنال و سلطنت‌طلبانی که با دعوت بیگانه به تجاوز به خاک میهن وعده دموکراسی می‌دادند و بعد با آرم ساواک جهنمی در آلمان رژه رفتند، بگذارند. خوب نیست که هم آنها سرخورده و شاکی باشند و هم عده‌ای در داخل. مخالفان توافق دوست ندارند مردم ایران قدری در رفاه زندگی کنند و رفاه مطلق هم نه، بلکه دست‌کم به اقتصاد و معیشت دوران خاتمی بازگردیم که خرید خودرو و خانه رؤیا نبود؟

دوست ندارند سرمایه‌های ملی حفظ شود و ندیدند که حمله به صنایع پتروشیمی چه هزینه‌ای در پی داشت؟ دوست ندارند ایران از این وضعیت خارج شود تا این‌قدر چماق کشورهای حاشیه خلیج فارس بر سرمان نکوبند؟ حالا آن درآمد سرانه هم نه. ولی زندگی معمولی حتی با کیفیت دهه ۶۰ که حق مردم است، نیست؟ اگر می‌گویند نیست که ما را با این جماعت سخنی نیست و اگر هست باید توافق شود، ولو با ترامپ. شک نکنند که توافق انگیزه حضور در مراسم تشییع رهبر شهید را نیز فزونی خواهد بخشید، کما اینکه قبول قطعنامه ۵۹۸ سبب شد وداع مردم با امام خمینی در کمتر از یک سال بعد پرشکوه‌تر شود. جدا از اینکه نباید قیاس کرد و اهدافی که در جنگ ۴۰ روزه تعیین شده بود، آرمانی و رؤیایی نبود.

ما که زندگی‌مان را می‌کردیم و حتی در حال مذاکره بودیم. آنها آمدند تا حکومت را تغییر دهند و مواد غنی‌شده را ببرند و چه به دست آوردند و چه بردند؟ دیر یا زود باید انتخابات برگزار شود و اولین آنها انتخابات شوراهاست و شور سیاسی به جامعه بازمی‌گردد. جمهوری اسلامی بدون انتخابات نمی‌تواند باشد و انتخابات نیز به گشایش فضای سیاسی نیاز دارد. جنگ فرصت اصلاح را می‌گرفت.

ایرانِ پسا توافق، ایران دیگری خواهد بود. به همان اندازه که ایران بعد از مهسا، ایران دیگری شد.

مهرداد خدیر

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا