اخبار اجتماعیاخبار سیاسیاخبار علم و فناوری

حاکمیت به دنبال اطاعت مردم است، نه دینداری؛ حجاب مسئله‌ای از اطاعت بود نه دین

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، تقی آزاد ارمکی در بخشی از مناظره خود با علیرضا شجاعی زند در خبرآنلاین اظهار داشت: در عصر حاضر، با پدیده‌ای به نام جامعه قوی و متکثر مواجه هستیم. به واقع، زندگی ما بیشتر در بستر جامعه شکل می‌گیرد تا در نظام سیاسی کنونی. به همین دلیل، دولت و نظام سیاسی تمایل دارند تا کنترل جامعه را در دست بگیرند.

او ادامه داد: اخیراً در بحث حجاب و عفاف، این موضوع به وضوح قابل مشاهده بود. مسئله این نبود که مردم باید دیندار شوند، بلکه سوال این بود که چرا به سخنان ما توجه نمی‌کنند. در سایر موضوعات نیز وضعیت مشابهی وجود دارد و در دانشگاه‌ها نیز همین‌طور است. سیستم به گونه‌ای عمل کرده که حتی برای دانشیاری کلاس‌های آموزش دینی برگزار می‌شود؛ این نشان‌دهنده این است که به فرمالیسم توجه می‌شود و نه به محتوای واقعی.

آزاد ارمکی تصریح کرد: جامعه ایرانی، به لحاظ تاریخی و همچنین در دوران معاصر، جامعه‌ای طبقاتی است. با پیشرفت زمان، ستیز بر سر تصاحب طبقات بالاتر شدت می‌گیرد. به همین دلیل، دولت‌های قدرتمند شکل می‌گیرند؛ دولت‌هایی که هم می‌سازند و هم ویران می‌کنند و در نهایت فرو می‌ریزند.

او افزود: در انقلاب، ما بورژوازی (چه وابسته و چه غیروابسته) را به درستی یا نادرستی از بین بردیم. هیچ چیزی باقی نماند. تمامی صنایع را ملی کردیم با این تصور که وابسته و فاسد بودند و پروژه بورژوازی ایرانی را به طور کامل نابود کردیم و اکنون چهل سال است که در تلاش برای ایجاد یک بورژوازی ایرانی هستیم. دولت در حال ساخت یک بورژوازی است اما خصولتی‌ها از این روند خارج می‌شوند. شما سرمایه خود را به افرادی می‌دهید که صنعت ایجاد کنند. این افراد وام می‌گیرند و شبه‌کارخانه‌هایی راه‌اندازی می‌کنند و سرمایه را به خارج از کشور منتقل می‌کنند. زمانی که این افراد قوی می‌شوند، سقوط دولت نه به واسطه حرکت‌های توده‌ای و طبقه متوسط، بلکه به دلیل همین نیروها اتفاق می‌افتد.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه جامعه ایرانی اساساً طبقاتی است، گفت: جامعه ما همچنان طبقاتی باقی مانده و تمایل به حفظ این طبقات دارد. این طبقات شامل بالا، متوسط و پایین و ترکیبات آن‌ها هستند. ما در دوران معاصر به دلیل تخریب و ویرانی بورژوازی، به این وضعیت دچار شده‌ایم. به عنوان مثال، کارخانه‌های کفش بلا، فرش ماشینی و سماورسازی تعطیل شدند. این ویژگی انقلاب بود. اما این نیرو می‌توانست با رشد خود، اصلاحاتی را ایجاد کند، مشابه بورژوازی در چین. دولت در تلاش است تا طبقه بالا را ایجاد کند و از این طریق خود را لایه‌لایه توسعه دهد. بازی طبقه متوسط و تحولات آن در اینجا مشابه ترکیه، مصر، فرانسه و ایتالیا نیست، زیرا تمایل به ساختار طبقاتی وجود دارد. در اینجا متفکری، جامعه‌شناسی و فیلسوفی که بتواند طبقه و فهم طبقاتی را تعریف و روابط طبقات را تنظیم کند، غایب است. به همین دلیل، حتی با تعابیری که مشاهده کرده‌ام، طبقه متوسط به حاشیه می‌رود و اجازه می‌دهد که کل رژیم سقوط کند، خونریزی‌های زیادی در شهر رخ دهد و افراد یکدیگر را بکشند.

او افزود: نظر من درباره طبقه متوسط این است که باید این پدیده مهم، متکثر و گاهی متضاد، زنده و حاضر را به رسمیت بشناسیم و به آن اجازه دهیم نقش مؤثری در ساماندهی حیات اجتماعی ایفا کند. این امر می‌تواند باعث شود که طبقه متوسط برای تغییر غایب شود یا برای فروپاشی، نیروی خلاق به کار گیرد و از کنش توده‌گرایانه خیزش تهی‌دستانه علیه حاکمیت جلوگیری کند یا از سوی دیگر به حاکمیت در سرکوب طبقه پایین کمک کند. جامعه باید به جلو حرکت کند و پروژه دموکراسی و توسعه ادامه یابد.

متن کامل این مناظره را می‌توانید از اینجا بخوانید. همچنین فیلم کامل این مناظره در یوتیوب کافه خبر بارگذاری شده است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا