اخبار سیاسیاخبار علم و فناوریاخبار فرهنگیفرهنگ و هنر

هویت حسینی: نماد ایران اسلامی

ایران از هر جنبه‌ای که مورد بررسی قرار گیرد، به عنوان یک «دولت – تمدن» شناخته می‌شود و نه صرفاً یک کشور به مفهوم «دولت – ملت». این بدان معناست که این سرزمین مانند بسیاری از کشورهای دیگر، تنها محصول مرزهای جغرافیایی خود نیست، بلکه مخلوق تاریخ، فرهنگ و تمدن غنی‌اش است. تاریخ و تمدنی که در عمق شخصیت فردی و ساختارهای اجتماعی و نهادهای تاریخی آن ریشه دوانده و همچنان ادامه دارد. در حالی که برخی کشورها تاریخ و جامعه کنونی‌شان ادامه‌دهنده گذشته نیست، ایران با تاریخ و تمدن خود در جبهه‌های مختلف مقاومت کرده است. جنگ‌های تجاوزکارانه دوازده روزه و جنگ رمضان به خوبی این واقعیت را نشان می‌دهد. تاب‌آوری و مقاومت شگرف ایران نتیجه همین تاریخ و تمدن است. این تاریخ و تمدن بود که در برابر دشمنان ایستادگی کرد و همچنین بخش‌های مختلف تکنولوژی نظامی، چه نرم و چه سخت، به ظرفیت‌ها و استعدادهای درونی این ملت وابسته بود. کشوری که دهه‌ها تحت تحریم‌های مختلف قرار داشت، با اتکا به همین ظرفیت‌ها به سطحی از بازدارندگی دست یافت که دو متجاوز مسلح در میانه جنگ درخواست آتش‌بس کردند. این همه مرهون تاریخ و تمدن زنده و پویا است.

تاریخ و تمدن ایران سابقه‌ای چندین هزار ساله دارد که بخشی از آن به صورت اساطیری وجود دارد و این خود نشان‌دهنده قدمت تاریخ این سرزمین است. از کیانیان و پیشدادیان گرفته تا داستان‌های رستم و سهراب و سیاوش و نبردهای ایرانیان و تورانیان و نیز داستان ضحاک ماردوش و آرش کمانگیر. این موارد در خاطره جمعی این ملت حضوری فعال دارند که در طی جنگ تحمیلی مظاهر مختلف آن را مشاهده می‌کنیم. علی‌رغم اینکه بسیاری از کتاب‌های درسی و غیر درسی به دلایلی به این مسائل نپرداخته‌اند، اما این موضوعات در خاطره جمعی ایرانیان وجود دارد و عمل می‌کند. نمونه‌ای از این موضوع، شعار معروف «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی» است.

تاریخ مدون ما از مادها و سپس هخامنشیان آغاز می‌شود و بدون وقفه ادامه می‌یابد. یک نقطه عطف بزرگ ورود اسلام به ایران است که به خوبی جذب شده و خلاقیت‌های آن را برمی‌انگیزد. ایرانیان در زمینه‌های مختلف دینی، فلسفی، کلامی، معماری، هنری و ادبی، و حتی ادبیات عربی، سهم بزرگی در تمدن شکوهمند اسلامی دارند. نقطه عطف دیگر زمانی است که تشیع به ایران وارد می‌شود و به آیین رسمی این کشور تبدیل می‌گردد.

تشیع از پنج قرن گذشته به شدت بر ساختارهای فردی و جمعی ایرانیان تأثیر گذاشته و آن را دگرگون کرده است. تشیع مجموعه‌ای از اعتقادات، احکام، تعالیم اخلاقی و مناسک خاص خود را شامل می‌شود. نکته اصلی در این مناسک، عزاداری امام حسین و بزرگداشت واقعه عاشورا و حوادث پس از آن است. در این میان، حادثه روز عاشورا و دلاوری قهرمانان آن به همان اندازه اهمیت دارد که حادثه اسارت اهل بیت امام و مظلومیت و مقاومت آنان در برابر مصائب. تاب‌آوری قهرمانانه ایرانیان در برابر تعرض وحشیانه دشمنان و بمباران‌های سهمگین آنان، به شدت تحت تأثیر تصوری است که از مجموع حادثه عاشورا و اسارت اهل بیت امام دارند. این موضوع به ویژه در مورد بانوان صادق‌تر است. الهام‌بخش آنان در تحمل مصائب ناشی از بمباران‌ها و حضور فعالشان در صحنه‌های مختلف، عمدتاً تحت تأثیر تاب‌آوری و شجاعت دختر گرامی امام علی(ع) بوده و هست.

پیوند بین هویت ملی و قومی و هویت دینی و مذهبی و هم‌افزایی این دو را در کشورهای مختلف شاهد بوده و هستیم. این پیوند به ویژه در زمان‌هایی که این کشورها تحت ظلم و فشار قرار می‌گرفتند و ظلم‌کنندگان از آیین دیگری بودند، به مراتب نیرومندتر و تأثیرگذارتر می‌شد. ایرلندی‌های کاتولیک قرن‌ها تحت سیطره انگلیکان بودند و لهستانی‌ها نیز تحت فشار روس‌های ارتدوکس قرار داشتند. صرب‌ها و یونانی‌ها که هر دو ارتدوکس هستند، قرن‌ها تحت سلطه عثمانی‌ها بودند. در تمامی این موارد، هویت ملی و قومی پیوندی عمیق با دین و مذهب پیدا می‌کرد. اما پس از تغییر شرایط، این پیوند تضعیف می‌شد. جریانی که در این کشورها کم‌وبیش مشاهده می‌شود، از ایرلند تا یونان، در ایران اتفاق نیفتاد.

اجمالاً عزاداری برای امام حسین هم بر شخصیت فردی ایرانیان تأثیر گذاشته و هم ساختارهای اجتماعی و تاریخی آنان را تحت تأثیر قرار داده است. در بعد روانی فردی، عموم آنان مقاومت و جوانمردی امام حسین و وابستگان به ایشان و اصحاب‌شان را در خاطر دارند. چنانکه زنان‌شان تاب‌آوری و شجاعت و صراحت حضرت زینب را به یاد می‌آورند. از لحاظ اجتماعی، ساختارهای گوناگونی که عزاداری در جامعه ایران ایجاد کرده، همواره حضور دارد. از مراسم و دسته‌جات سینه‌زنی گرفته تا مجالس روضه کوچک و بزرگ، و تا نوحه‌های سرود مانند و تأثیر عمیق این نوحه‌ها و سرودها بر عواطف انسانی و عدالت‌طلبانه آنان. تمامی نکات مطرح‌شده را می‌توان در مراحل مختلف این جنگ تحمیلی مشاهده کرد.

علت اصلی استمرار این واقعیت‌ها، برخلاف مواردی که در مورد کشورهای دیگر ذکر شد، این است که این مراسم دارای شأن دینی است. به این معنا که مورد سفارش امامان معصوم بوده و بخشی از دین محسوب می‌شود و نه صرفاً بخشی از سنت‌های اجتماعی و فرهنگی که به دلایل خاصی به وجود آمده باشد. بنابراین، با گذر زمان، تضعیف و فراموش نمی‌شود. نکته دیگر اینکه طبقات مختلف مردم ایران در تجربه روزمره خود «حقانیت» هر آنچه به این مراسم مربوط می‌شود را یافته‌اند. به عبارت دیگر، «حاجت» گرفته‌اند. جالب است که این تجربه دینی و انسانی، حتی اقوام و گروه‌های غیرشیعه و غیرمسلمان کشور ما را نیز تحت تأثیر قرار داده و در بسیاری از موارد به گونه‌های مختلف در آن شرکت می‌کنند. «هویت حسینی» واقعاً متعلق به تمامی ملت ایران است و نه فقط شیعیان. این بخشی از «هویت ملی» ما در کلیت و تمامیت آن است.

این دلایل اصلی استمرار مراسم و سنت‌هایی است که به عزاداری امام حسین مربوط می‌شود. این مراسم به واقع به غنی‌سازی فرهنگی و اجتماعی و به ویژه عاطفی جامعه ما منجر شده و نوعی مصونیت دائمی در برابر هر آنچه هویت و استقلال و تمامیت آن را تهدید می‌کند، ایجاد کرده است. تجربه یک سال اخیر ایران بهترین توضیح‌دهنده نکاتی است که به اختصار بیان شد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا