
یک روانشناس خانواده با اشاره به این که تفاوتهای فرهنگی به خودی خود تهدیدی برای ازدواج محسوب نمیشود، بیان کرد: موفقیت در ازدواجهای دوقومیتی به میزان انعطافپذیری، مهارتهای گفتوگو و توانایی زوجین در دستیابی به توافقهای مشترک بستگی دارد. اعظم علیبیگی در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری، افزود: ازدواجهای دوقومیتی امروزه بیش از گذشته در جامعه مشاهده میشوند و سوالات زیادی را درباره سازگاری فرهنگی و خانوادگی ایجاد کردهاند. واقعیت این است که موفقیت یا چالش در این نوع ازدواجها نه به تفاوت قومیت، بلکه به شیوه مواجهه با این تفاوتها وابسته است.
این روانشناس خانواده با اشاره به مشکلات ناشی از تفاوتهای فرهنگی در ازدواجهای دوقومیتی در بلندمدت، تصریح کرد: تفاوتها زمانی به مشکل تبدیل میشوند که بدون گفتوگو و شفافسازی باقی بمانند. به عنوان مثال، در برخی خانوادهها ارتباط روزانه و نزدیک با خانواده گسترده طبیعی است، در حالی که در خانوادهای دیگر استقلال زوجین در اولویت قرار دارد. اگر این تفاوت از ابتدا مشخص نشود، در طول زمان میتواند به احساس فشار یا سوءتفاهم منجر شود.
علیبیگی در خصوص نحوه مدیریت آداب و رسوم و مراسمهای ازدواج دوقومیتی نیز گفت: در مراسمها و مناسبتها، تفاوتها بیشتر به چشم میآید. ممکن است یک خانواده بر برگزاری مفصل مراسم ازدواج تأکید داشته باشد، در حالی که خانواده دیگر سادگی را ترجیح دهد. اگر این تفاوت بهعنوان بیاحترامی تعبیر شود، تنش ایجاد خواهد کرد؛ اما اگر بهعنوان تفاوت سلیقه و فرهنگ دیده شود، قابل مدیریت خواهد بود.
وی با اشاره به اینکه چگونه میتوان به فرهنگ احترام گذاشت بدون آنکه احساس کنیم هویت خود را از دست دادهایم، گفت: احترام به فرهنگ همسر به معنای کنار گذاشتن هویت شخصی نیست. مسئله اصلی، پذیرش این واقعیت است که دو فرهنگ میتوانند در کنار هم وجود داشته باشند. به عنوان مثال، فردی میتواند به سنتهای خانواده خود پایبند باشد و در عین حال به مراسمها و باورهای خانواده همسر نیز احترام بگذارد، بدون اینکه احساس کند هویت خود را از دست داده است.
علیبیگی درباره چگونگی ایجاد مرز سالم میان زندگی مشترک و دخالت خانوادهها در ازدواجهای دوقومیتی اظهار کرد: یکی از چالشهای مهم زمانی شکل میگیرد که مرز مشخصی بین زندگی زوجین و خانوادهها وجود نداشته باشد. احترام به خانوادهها ضروری است، اما تصمیمگیری درباره زندگی مشترک باید بر عهده خود زوجین باشد. برای نمونه، انتخاب محل زندگی یا نحوه برگزاری یک مراسم، اگرچه میتواند با مشورت خانوادهها همراه باشد، اما نیازمند تصمیم نهایی مشترک زوجین است.
این روانشناس خانواده ادامه داد: مخالفت خانوادهها معمولاً ریشه در نگرانی دارد. بهترین راه، گفتوگوی آرام و تدریجی است، نه تقابل مستقیم. زمانی که زوجین به جای دفاع هیجانی، با احترام درباره تصمیم خود توضیح میدهند و در عین حال نگرانی خانواده را میشنوند، احتمال کاهش تنش بیشتر میشود. همچنین مهم است که زوجین در نهایت به یک تصمیم مشترک برسند و آن را با وحدت بیان کنند.
وی با اشاره به اینکه چه موضوعاتی را قبل از ازدواج درباره فرهنگها باید شفافسازی کنیم، بیان کرد: پیش از ازدواج، لازم است درباره برخی موضوعات مهم گفتوگوی روشنی انجام شود؛ از جمله نقش خانوادهها در زندگی مشترک، شیوه ارتباط با خانواده گسترده، نحوه برگزاری مراسمها، سبک تربیت فرزندان، انتظارات مالی، محل زندگی و میزان پایبندی به سنتها. بسیاری از اختلافات آینده نه به دلیل تفاوتها، بلکه به دلیل صحبتنکردن درباره این موضوعات شکل میگیرد.
علیبیگی با بیان اینکه در ازدواج دوقومیتی خانوادهها با چالشهایی مواجه هستند، اظهار کرد: خانوادهها ممکن است با تفاوت در سبک ارتباطی، میزان دخالت در تصمیمها، نحوه برگزاری مراسمها و حتی ارزشهای تربیتی مواجه شوند. به عنوان مثال، در برخی فرهنگها انتظار میرود خانواده نقش پررنگی در تصمیمگیریها داشته باشد، در حالی که در فرهنگ دیگر استقلال زوجین اصل مهمتری است. اگر این تفاوتها مدیریت نشود، ممکن است به سوءبرداشت یا احساس طردشدگی منجر شود.
وی در پایان بیان کرد: در ازدواجهای دوقومیتی، مساله اصلی تفاوتها نیست، بلکه نحوه مدیریت آنهاست. هرچه گفتوگو شفافتر، مرزها روشنتر و نگاهها منعطفتر باشد، تفاوتها کمتر به تعارض تبدیل میشوند. در نهایت، ازدواج موفق نه بر پایه شباهت کامل فرهنگی، بلکه بر پایه احترام متقابل، درک تفاوتها و توانایی ساختن یک زندگی مشترک مستقل شکل میگیرد.



