اخبار اقتصادیاخبار علم و فناوریاخبار فرهنگیفرهنگ و هنر

هنر: کلید ورود به بازارهای مالی

روزنامه شماره ۶۵۹۳ فرهنگ و هنر

توسعه اقتصاد هنر در ایران؛ چرا و چگونه؟

مسیر ورود هنر به بازارهای مالی

شماره روزنامه: ۶۵۹۳

تاریخ چاپ: ۱۴۰۵/۰۳/۳۰

شماره خبر: ۴۲۷۷۴۹۷

فرهنگ و هنر بزرگنمایی متن خبر

سیدمحسن خاتمی* حدود سه سال پیش، عرضه عمومی و رسمی یک اثر هنری برجسته در بازار سرمایه آغاز شد. در این رویداد تاریخی، تابلوی سه‌لتی «سه پرداخت برای پرتره جورج دایر» اثر فرانسیس بیکن، که در سال ۱۹۶۳ خلق شده بود، در بورس تخصصی هنر «آرتکس» به مانند سهام یک شرکت صنعتی، اوراق بهادارسازی و به فروش رسید. این اثر با قیمت ۵۵ میلیون دلار به صورت مالکیت خرد، به سهام‌های ۱۰۰ دلاری تقسیم شد و پس از فروش، برای نمایش عمومی به موزه‌ای در لوکزامبورگ منتقل گردید. این واقعه، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های معتبر بین‌المللی داشت و به عنوان «آغاز عصر وال‌استریت شدن هنر» شناخته شد؛ رویدادی که به خریداران خرد این امکان را داد که بدون خرید کل اثر، به سهامدار یک شاهکار هنری موزه‌ای تبدیل شوند. البته ورود هنر به بازار سرمایه، سابقه‌ای طولانی‌تر دارد؛ اولین بورس رسمی هنر در جهان، «بورس دارایی‌های فرهنگی تیانجین» در چین است که فعالیت خود را در سال ۲۰۱۱ آغاز کرده است.

امروز، ده‌ها بورس تخصصی هنر در نقاط مختلف جهان وجود دارد و با بیش از یک میلیون کاربر ثبت‌نام‌شده، حدود ۵۵۰ اثر هنری شاخص و میان‌رده را به صورت سهام‌های کوچک به عموم عرضه کرده‌اند. این زیرساخت‌های مالی نوآورانه، انحصار بازار هنر را شکسته و آن را به بازاری شفاف، عمومی و بسیار نقدشونده تبدیل کرده است که آینده‌ای روشن در انتظار آن است. پیوند هنر با بازارهای مالی تنها به عرضه در بازار سرمایه محدود نمی‌شود. به عنوان مثال، وثیقه‌گذاری آثار هنری در بانک‌ها نیز به شدت به پویایی بازار هنر کمک می‌کند. در نظام بانک‌داری مدرن، «سیتی‌بانک» نیویورک، برای نخستین بار در سال ۱۹۷۹، آثار هنری شاخص را پس از قیمت‌گذاری و ارزیابی ریسک، به عنوان وثیقه عینی وام پذیرفت. با این اقدام، آثار هنری که در اختیار ثروتمندان و مجموعه‌داران بزرگ بودند، از یک سرمایه راکد به سرمایه‌ای نقدشونده تبدیل شدند. این بانک مدلی را طراحی کرد که شاهکارهای هنری، مانند ملک یا شمش طلا، به عنوان وثیقه‌ای برای وام‌های چندمیلیون‌دلاری محسوب شوند که سنگ بنای بازار ۳۰ میلیارد دلاری وام‌های با وثیقه هنری در جهان امروز شده است.

علاوه بر این، بیمه تخصصی آثار هنری نیز با سابقه‌ای نزدیک به شصت سال، به عنوان ستون فقرات اقتصاد هنر شناخته می‌شود؛ زیرا با پوشش ریسک‌های خاص (سرقت، آسیب، جعل، افت ارزش پس از مرمت و…)، امنیت حقوقی لازم را برای ورود بانک‌ها و بورس به این بازار فراهم می‌کند. در سال ۲۰۰۶، شخصی به نام استیو وین که مالک یکی از شاهکارهای هنری پیکاسو بود، در حین نمایش اثر به دوستانش، ناگهان آرنجش به بوم برخورد کرد و سوراخی بزرگ در آن ایجاد کرد! این حادثه، جنجالی‌ترین پرونده صنعت بیمه هنر را رقم زد: شرکت بیمه پس از ماه‌ها کارشناسی تخصصی، ۸۵ هزار دلار به عنوان هزینه ترمیم و رقم هنگفت ۳۵ میلیون دلار را به عنوان خسارت «افت ارزش ذاتی دارایی» به او پرداخت کرد. توسعه بنیادین اقتصاد هنر، دیگر در فضای سنتی و منزوی گذشته ممکن نیست؛ این بازار برای رشد مقیاس‌پذیر و جذب سرمایه‌های کلان، ناگزیر باید به چرخه رسمی بازارهای مالی، یعنی بانک، بورس، بیمه و… متصل شود. نقطه آغازین این اتصال، بازتعریف هویت اقتصادی اثر هنری در ادبیات مالی است؛ یعنی تبدیل شاهکارهای خلاقانه از یک کالای صرفا تزئینی یا مصرفی فرهنگی به یک دارایی مالی کمی و نقدشونده یا به اصطلاح یک طبقه از دارایی‌های مالی.

«طبقه دارایی» به گروهی از سرمایه‌گذاری‌ها اطلاق می‌شود که ویژگی‌های ساختاری، رفتار بازار و قوانین نظارتی مشابهی دارند. دارایی‌های هم‌طبقه در برابر پدیده‌ها و چرخه‌های اقتصادی، واکنشی مشابه نشان می‌دهند و مبنای تنوع‌بخشی به سبد سرمایه‌گذاری (پرتفولیو) برای کاهش ریسک هستند. برای پیوند هنر با بازارهای مالی و تبدیل آن به یک «دارایی مالی»، پیش‌نیازهایی علمی و ساختاری وجود دارد. پیش از هر چیز، باید روش‌های ارزش‌گذاری، بازتعریف و استاندارد شوند. با عبور از قیمت‌گذاری سنتی و سلیقه‌ای، باید به سمت مدل‌های علمی و روشن حرکت کرد تا بتوان ارزش عادله و شاخص ریسک دارایی را فرمول‌بندی کرد. یکی دیگر از موانع بزرگ بانک‌ها برای پذیرش آثار هنری به عنوان وثیقه یا دارایی، ریسک ناشی از جعل است؛ برای حل این مشکل نیز باید زیرساخت حقوقی لازم برای اصالت‌سنجی و اثبات مالکیت ایجاد شود. از سوی دیگر، بازار هنر برای پیوند با بازارهای مالی، باید با استانداردهای نهادهای ناظر بر آنها انطباق یابد؛ بنابراین پیش‌نیاز دیگر، بازنگری در چارچوب نظارتی و انطباق با قوانین نهادهای مالی، از جمله قوانین مبارزه با پول‌شویی، احراز هویت ذی‌نفعان و شفافیت تراکنش‌ها است. آثار هنری، برخلاف سهام‌های دیجیتال، دارایی‌های فیزیکی آسیب‌پذیرند؛ در حالی که نظام‌های مالی، از جمله بانک و بیمه، نیاز دارند که یک نهاد رسمی، حفظ فیزیکی و شرایط محیطی دارایی را تضمین کند. بر این اساس، چهارمین پیش‌نیاز برای تبدیل هنر به یک دارایی مالی، ایجاد نهادهای امانت‌داری استاندارد و خزانه‌داری تخصصی و پیشرفته است. ضرورت دیگر، شفافیت در بازار هنر است. این مهم با ایجاد پلتفرم‌های متمرکز و مستقل به دست می‌آید؛ پلتفرم‌هایی که داده‌های بازار پیرامون حجم معاملات، وضعیت بازار و تحلیل‌های آماری را در دسترس عموم قرار می‌دهند تا ریسک سرمایه‌گذاری کاهش یافته و قابلیت نقدشوندگی بازار روشن شود.

توسعه اقتصاد هنر در ایران، نیازمند رسمیت بخشیدن به آثار هنری در بازارهای مالی است. شرایط تحریم و تورم فزاینده نیز این نیاز را مضاعف می‌کند؛ زیرا در این شرایط، بخش خصوصی برای حفظ ارزش پول خود، تمایل دارد سرمایه‌اش را به دارایی‌های مشهود، مانند آثار هنری، تبدیل کند. پیشینه غنی و اعتبار بین‌المللی هنر معاصر ایران نیز، ارزش تجاری آن را در سطح جهان تثبیت کرده است و با ورود به بازارهای مالی جهانی، احتمالاً رونق قابل‌توجهی خواهد یافت. اما موانعی نیز در این مسیر وجود دارد که باید با تحولات ساختاری از جمله تدوین چارچوب قانونی در نظام بانکی، ایجاد رویکرد تخصصی هنر در صنعت بیمه، راه‌اندازی صندوق‌های سرمایه‌گذاری هنری در بورس و… برطرف شود. در میهن عزیز ما، ایران، که دهه‌هاست در چنبره تحریم‌های مالی و تورم‌های فزاینده گرفتار شده، ورود به این اقیانوس آبی دیگر یک انتخاب فرهنگی نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی راهبردی است. برای تحقق این ثروت‌آفرینی خلاق، باید بستر سنتی بازار هنر ایران را به زمین بازی نظام بانک‌داری، بورس و صنعت بیمه متصل کنیم. شکوفایی اقتصاد هنر و تزریق امنیت، شفافیت و نقدشوندگی به بازار آثار هنری در ایران، نیازمند یک تغییر رویکرد اساسی است: هنر به جای یک بخش صرفا زینت‌بخش و حمایتی، باید به عنوان یک طبقه دارایی مالی مطمئن به رسمیت شناخته شود تا ثروت‌آفرین باشد.

* پژوهشگر و مدیر فرهنگی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا