
روزنامه شماره ۶۵۹۴ صنعت، معدن و تجارت به بررسی ظرفیتهای کشور در زنجیره تأمین جهانی «نفت قرن ۲۱» و فرصتهای نادر عناصر خاکی ایران پرداخته است. شماره روزنامه: ۶۵۹۴ تاریخ چاپ: ۱۴۰۵/۰۳/۳۱ شماره خبر: ۴۲۷۷۸۰۲
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، جنگ تجاری میان چین و آمریکا در سالهای اخیر تنها به مسائل تعرفهای محدود نبوده است. در پس این رقابت، نبردی خاموش بر سر مواد معدنی وجود دارد که بسیاری از کارشناسان آنها را «نفت قرن بیستویکم» مینامند؛ یعنی عناصر نادر خاکی. این مواد که نام «نادر» را یدک میکشند، به یکی از حیاتیترین نهادههای تولید در اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند. از خودروهای برقی و توربینهای بادی گرفته تا صنایع دفاعی، تجهیزات پزشکی، تلفنهای همراه، تراشهها و فناوریهای پیشرفته به اکتشاف و استخراج این نوع ماده معدنی وابستهاند. اهمیت راهبردی این عناصر باعث شده است که کنترل زنجیره تأمین آنها به یکی از ابزارهای مهم قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک در جهان تبدیل شود.
در این شرایط، ایران به واسطه موقعیت زمینشناسی خاص خود و شواهد فراوان از وجود ذخایر عناصر نادر خاکی، در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارد؛ انتخابی که میتواند سرنوشت این بخش را برای دهههای آینده رقم بزند. پرسش کلیدی این است که آیا ایران میتواند همزمان با توسعه اکتشاف و استخراج، زیرساختهای فناوری، فرآوری و سرمایهگذاری لازم برای این صنعت را نیز فراهم کند؟ تجربه بخش انرژی نشان داده است که برخورداری از منابع طبیعی به تنهایی برای تبدیل شدن به یک بازیگر مؤثر در بازارهای جهانی کافی نیست و دسترسی به فناوری، سرمایه و زنجیرههای بینالمللی تولید و تجارت نیز نقشی تعیینکننده دارد.
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که در بازار عناصر نادر خاکی، مزیت رقابتی بیشتر به توان فرآوری، فناوری جداسازی و حضور در زنجیره ارزش جهانی وابسته است تا به حجم ذخایر. گزارش تازه مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران با عنوان «ژئواکونومی عناصر نادر خاکی» تصویری روشن از جایگاه این مواد معدنی در اقتصاد و سیاست جهانی ارائه میدهد. بر اساس این گزارش، چین با در اختیار داشتن ۴۸.۴۲ درصد از ذخایر جهانی عناصر نادر خاکی، بزرگترین دارنده ذخایر شناختهشده در جهان است. سهم این کشور حتی از مجموع سهم چهار کشور بعدی یعنی برزیل، هند، استرالیا و روسیه نیز بیشتر است که نشاندهنده تمرکز بالای ذخایر این عناصر در جهان است.
ایالات متحده آمریکا نیز دارای ۱.۹ میلیون تن ذخایر عناصر نادر خاکی است. اما آنچه موقعیت چین را به یک مزیت راهبردی تبدیل کرده، صرفاً حجم ذخایر معدنی نیست. گزارش اتاق ایران تأکید میکند که چین علاوه بر در اختیار داشتن حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از تولید معدنی جهانی عناصر نادر خاکی، بیش از ۹۰ درصد ظرفیت فرآوری و تولید این عناصر را نیز در اختیار دارد؛ وضعیتی که این کشور را به بازیگر مسلط زنجیره تأمین جهانی تبدیل کرده و وابستگی بسیاری از اقتصادهای صنعتی جهان را به توان فرآوری و فناوری چینی افزایش داده است.
دادههای مورد استناد این گزارش نشان میدهد که تولید جهانی عناصر نادر خاکی در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۹۰ هزار تن بوده است که از این میزان، ۲۷۰ هزار تن در چین تولید شده که معادل ۶۸.۵ درصد تولید جهانی است. پس از چین، ایالات متحده با تولید ۴۵ هزار تن و سهم ۱۱.۴ درصدی در رتبه دوم قرار دارد و میانمار با ۳۱ هزار تن و سهم ۷.۸ درصدی جایگاه سوم را به خود اختصاص داده است. هند، روسیه و ماداگاسکار نیز در ردههای بعدی تولیدکنندگان جهانی قرار دارند. این تمرکز بالا در تولید سبب شده است که هرگونه اختلال در زنجیره تأمین چین، آثار مستقیمی بر بازار جهانی فناوریهای پیشرفته، صنایع دفاعی و تجهیزات مرتبط با گذار انرژی داشته باشد.
گزارش اتاق بازرگانی ایران همچنین به یک پارادوکس مهم در بازار جهانی عناصر نادر خاکی اشاره میکند. برزیل و ویتنام بهطور مجموع حدود ۴۲ میلیون تن ذخیره عناصر نادر خاکی دارند؛ رقمی نزدیک به ذخایر چین. با این حال، سهم این دو کشور در تولید جهانی بسیار ناچیز است. این واقعیت نشان میدهد که در بازار عناصر نادر خاکی، برخورداری از ذخایر بزرگ بهتنهایی ضامن قدرت اقتصادی نیست و آنچه مزیت رقابتی ایجاد میکند، دسترسی به فناوری جداسازی، زیرساختهای صنعتی، سرمایهگذاری در فرآوری و حضور در زنجیره ارزش است. به بیان دیگر، قدرت واقعی نه در معدن، بلکه در توان تبدیل ماده معدنی به محصولی است که در صنایع پیشرفته مورد استفاده قرار میگیرد.
برای ایران نیز مسأله دقیقا از همین نقطه آغاز میشود. گزارش اتاق ایران تأکید میکند که قرار گرفتن کشور در کمربند متالوژنی آلپ–هیمالیا و برخورداری از واحدهای زمینشناسی متنوع، ظرفیت قابلتوجهی برای شناسایی ذخایر عناصر نادر خاکی ایجاد کرده است. همچنین مطالعات انجامشده در محدودههای سپهر ۱ و سپهر ۲ مروست یزد وجود تمرکز قابلتوجهی از عناصر نادر خاکی، بهویژه در کانیهای فسفاته و آپاتیتی را تأیید کرده و این محدودهها را در زمره مهمترین مناطق دارای پتانسیل عناصر نادر خاکی در کشور قرار داده است. با این حال، فاصله میان شناسایی پتانسیلهای معدنی و شکلگیری یک صنعت رقابتپذیر همچنان قابلتوجه است. آیا ایران میتواند با توسعه فناوری، فرآوری و صنایع پاییندستی، جایگاهی مؤثر در زنجیره ارزش جهانی عناصر نادر خاکی به دست آورد یا خیر؟
مهدی کرباسیان، رئیس اسبق سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو)، با بیان اینکه مطالعات انجامشده درباره عناصر نادر خاکی در ایران هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد، گفت: کشور از نظر اکتشاف این مواد معدنی راهبردی بهطور جدی جامانده است و هنوز نمیتوان درباره حجم واقعی ذخایر و ظرفیت اقتصادی آنها با قطعیت اظهارنظر کرد. کرباسیان در گفتوگو با «دنیایاقتصاد»، در پاسخ به این پرسش که چه میزان از ظرفیت عناصر نادر خاکی در ایران بهطور واقعی شناسایی شده و چه میزان همچنان در حد پتانسیلهای زمینشناسی باقی مانده است، اظهار کرد: در حوزه عناصر نادر خاکی کار گسترده و ارزشمندی در کشور انجام نشده است. زمانی که هنوز در بخش اکتشافات معدنی با نوعی جاماندگی تاریخی مواجه هستیم، طبیعی است که در حوزهای پیچیده و فناورانه مانند عناصر نادر خاکی نیز نتوانسته باشیم به جایگاه مطلوبی برسیم.
تحریمهای طولانیمدت بهویژه از میانه دهه ۱۳۸۰ به بعد موجب شد دسترسی ایران به فناوریهای نوین معدنی و تجهیزات پیشرفته محدود شود و این موضوع بر روند شناسایی این عناصر اثر مستقیم گذاشته است. این کارشناس حوزه معدن افزود: در سال ۱۳۹۶ در مرکز تحقیقات و فناوری ایمیدرو در کرج، پروژهای ارزشمند برای استحصال آزمایشگاهی برخی عناصر نادر خاکی از جمله سریم، لانتانیم و نئودیمیم آغاز شد. این طرح در قالب یک پایلوت تحقیقاتی و با همکاری دانشگاهیان و متخصصان داخلی به نتایج امیدوارکنندهای رسید و حتی مورد بازدید مسئولان وقت سازمان انرژی اتمی قرار گرفت؛ اما متأسفانه در سالهای بعد ادامه نیافت و متوقف شد. همچنین با همکاری دانشگاه تهران، مرکز تحقیقاتی مشترکی برای توسعه پژوهشهای معدنی ایجاد شد که یکی از مأموریتهای آن مطالعه عناصر نادر خاکی بود؛ اما در مجموع باید پذیرفت که فعالیتهای انجامشده در این زمینه با نیازهای کشور فاصله زیادی دارد.
کرباسیان درباره مناطقی که بیشترین ظرفیت را برای کشف ذخایر اقتصادی عناصر نادر خاکی دارند، گفت: بر اساس مطالعات محدود موجود، فلات مرکزی ایران از جمله مناطق مستعد در این حوزه محسوب میشود. اما مشکل اصلی این است که دادههای اکتشافی ما هنوز کامل نیست. سازمان زمینشناسی و مجموعه اکتشافات معدنی کشور سالها با محدودیت بودجه، تجهیزات و فناوری مواجه بودهاند و به همین دلیل اطلاعات موجود درباره این ذخایر هنوز ناقص است. وی مهمترین خلأ موجود در توسعه عناصر نادر خاکی را کمبود دادههای زمینشناسی و فناوریهای تخصصی دانست و تصریح کرد: در این بخش نمیتوان تنها با انجام حفاری یا مطالعات اولیه به نتیجه رسید. فناوریهای پیشرفته اکتشاف، آنالیز و فرآوری نقش تعیینکننده دارند. در دوره مسئولیت ما در ایمیدرو همکاریهایی با مراکز تحقیقاتی آفریقای جنوبی آغاز شد و حتی کارشناسان آن کشور برای انتقال تجربیات به ایران آمدند. همچنین از یکی از مراکز بزرگ تحقیقاتی چین در حوزه عناصر نادر خاکی بازدید داشتیم و مذاکراتی برای همکاریهای مشترک انجام شد، اما این برنامهها نیز ادامه پیدا نکرد.
رئیس اسبق ایمیدرو با اشاره به سرمایهگذاریهای سنگین کشورهای پیشرو در این صنعت گفت: امروز چین بازیگر اصلی بازار عناصر نادر خاکی جهان است و پس از آن آمریکا سرمایهگذاریهای گستردهای را در این حوزه آغاز کرده است. برای نمونه، دولت آمریکا ۵۰۰ میلیون دلار فقط به یک مرکز تحقیقاتی برای توسعه تحقیقات و فناوریهای مرتبط با این مواد معدنی اختصاص داده است. در مقابل، در ایران هنوز نگاه راهبردی و بلندمدت به این بخش شکل نگرفته و منابع مالی کافی نیز به آن اختصاص داده نشده است. البته در دوره برجام از دولت تقاضا شد که ۵۰۰ میلیون دلار سرمایه به صندوق بیمه سرمایهگذاری و فعالیتهای معدنی اختصاص دهد که هم در حوزه اکتشاف و هم در حوزه عناصر نادر خاکی بتوانند سرمایهگذاری وسیعی انجام دهند. همچنین از بخش خصوصی حمایت شود تا در حوزه فناوری هم ورود کنیم اما چنین نشد.
کرباسیان در پاسخ به این پرسش که بزرگترین خطر پیش روی ایران در توسعه این صنعت چیست، اظهار کرد: خطر اصلی این است که اساساً وارد این حوزه نشویم و فرصتهای آینده را از دست بدهیم. البته خطر دیگری نیز وجود دارد و آن تبدیل شدن به تأمینکننده مواد اولیه بدون حضور در زنجیره ارزش است. توسعه عناصر نادر خاکی نیازمند سرمایهگذاری سنگین، فناوری پیشرفته و ارتباط با مراکز علمی و صنعتی جهان است. اگر این الزامات فراهم نشود، حتی در صورت کشف ذخایر مناسب نیز نمیتوان ارزش افزوده قابلتوجهی ایجاد کرد. ایران میتواند از تجربه چین بیاموزد و آن هم ضرورت نگاه زنجیرهای به توسعه این صنعت است؛ یعنی از اکتشاف تا تولید محصولات دانشبنیان باید برنامهریزی منسجم وجود داشته باشد.
کرباسیان با توجه به روند توسعه معادن در اقتصاد ایران گفت: با توجه به اینکه در ایران «توسعه» در دستور کار نبوده است، ما دچار جاماندگیهایی هستیم. در دهه ۶۰ درگیر جنگ بودیم و در دهه ۷۰ مشغول بازسازی خرابیهای پس از جنگ بودیم. در دهه ۸۰ به جز چند سال اول، در سالهای انتهایی دچار بحران شدیم و این فرصت ایجاد نشد تا از درآمد نفتی در مسیر توسعه استفاده شود. در ابتدای دهه ۹۰ بخش قابلتوجهی از اقتصاد صرف حل مشکلات انباشته دهه قبل شد و پس از سال ۱۳۹۷ با خروج آمریکا از برجام و تشدید محدودیتها، روند سرمایهگذاری در کشور متمایل به صفر شد.
او در خصوص اثر گشایشهای سیاسی بر جذب سرمایه در این بخش بیان کرد: معدن نیز جدا از سایر بخشهای اقتصاد کشور نیست و در همان بستر کلان سیاستگذاری و سرمایهگذاری حرکت میکند. در روزهای پس از تفاهم اولیه ایران و آمریکا، برآوردهایی از امکان جذب حدود ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه مطرح شده است؛ رقمی که در صورت تحقق، میتواند اثر قابلتوجهی بر بخشهای مختلف از جمله معدن داشته باشد. اگر این توافق به سرنوشتی مشابه برخی توافقهای پیشین، از جمله تفاهمهای اقتصادی با چین با ادعای تأمین مالی حدود ۴۰۰ میلیارد دلار، دچار نشود و سرمایههای وعدهدادهشده واقعاً وارد اقتصاد ایران شود، میتوان انتظار داشت زمینه برای توسعه حوزههایی مانند عناصر نادر خاکی نیز فراهم شود. وی ادامه داد: با این حال، باید از نگاههای اغراقآمیز پرهیز کرد. صرف وجود منابع بالقوه به معنای دسترسی به آنها نیست.



